محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
188
مناقب مرتضوى ( فارسي )
التّهامى ، محمّد بن عبد اللّه خاتم النبيّين و سيّد المرسلين و امام المتّقين 2662224 خ 0 53 خ و رسول ربّ العالمين [ است ] . آن سرور - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - پيش آمده اين لوا را به دست مبارك خود گرفت . بعد از آن تمامى انبيا را از آدم تا عيسى بن مريم با ساير صدّيقان و شهدا و صالحان و كافه اهل عرفان در حوالى آن لوا مجتمع كردند . آنگاه براى هركدام ايشان از اين فرق ، براق و حلّه و تاج حاضر گردانند و از براى حضرت مقدس نبوى - صلوة اللّه و سلامه عليه - تاجى از نور آورده بر فرق همايون آن سلطان انس و جان نهند و لباسى از حرير خضرا در بدن مباركش پوشانند و هفتاد هزار علم و هفتاد هزار لوا پيش پيش آن سرور برند . پس آن سرور ، لواء الحمد به دست مبارك شاه مردان مرتضى على - كرّم اللّه وجهه - داده ، افواج و اعلام و الويهء مذكور را در سايهء لواء الحمد درآورد و هركه طريقهء متابعت سنّت محمّدى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مسلوك داشته ، همراه آن سرور عالم به جنّات عدن نزول نمايد . » اللّهم ارزقنا بفضلك متابعة السيّد الامين و النّور المبين - عليه الصلاة و السّلام - الى يوم الدّين . و وجه تسميهء لواء الحمد در تفسير بحر العلوم و در بعضى از كتب تذكره چنين به نظر درآمده كه : « چون آدم - عليه السّلام - در وقت درآمدن روح به بدن عطسه نمود و در جواب ، « الحمد للّه يرحمك ربّك سبقت رحمتى غضبى 3662224 خ 0 54 خ » بشنود و در آن حين نور محمّدى در جبين مبين آدم متحرك بود ، گويند در حين عطسه از وى آوازى آمد ، چنانچه مرواريد بسايند . آدم گفت : الهى ، اين آواز چيست ؟ خطاب آمد : نور فرزند توست ، محمّد نبى آخر زمان . آدم را تمنّاى مشاهدهء نور محمّدى شد و اين آرزو در دل وى مشتعل گشت . آن نور از پيشانى او انتقال داده به سرانگشت مسبّحهاش جلوهگر ساختند . آدم - عليه السّلام - انگشت مسبّحه برآورده به شهادتين مبادرت نمود و اين سنّت ميان اولاد آدم تا قيامت گذاشت و نقوش مهر و محبّتش بر صحيفهء دل به رقم 4662224 خ 0 55 خ صدق و ايقان بنگاشت و از بركت انتقال آن نور به يمين آدم - عليه السّلام - يمن و بركت و خير و سعادت قرين يمين آمده و اولادى كه جانب يمين متمكّن بودند ، سعادتمند و به لقب اصحاب اليمين ارجمند گشتند و آنچه در شمال آدم بودند ، از اين اسعاد و ارفاد محروم ماندند . القصّه ، چون آدم جمال محمّدى در آيينهء مسبّحه ديد ، خطاب آمد كه : اى آدم ، هركه را فرزندى از غيب به ظهور آمد ، هديهاى به او ارزانى دار و اكنون هديهء تو به اين فرزند ارجمند چه خواهد بود ؟ گفت : خداوندا ، از لطايف و عواطفى كه از خزانهء كرم به من مرحمت فرمودهاى ، همين كلمهء الحمد للّه است كه بر زبان اجرا كرده . اجر از ثواب آن حمد به اين لوا آفريده به لواء الحمد موسوم گردانيده به سيّد عالم اختصاص فرمود . به ثبوت پيوسته كه بر آن