محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
167
مناقب مرتضوى ( فارسي )
مؤلف گويد : چون بين الرّوايتين تفاوت عظيم بود ، بنابراين هر دو در حيّز تحرير آورد و بعيد نيست كه سيد المرسلين نسبت به امير المؤمنين اينگونه التفات دومرتبه كرده باشد - و اللّه اعلم بحقايق الامور . منقبت : در دستور الحقايق مىآرد : « چه سبب است كه هرگاه اسم يكى از صحابه مذكور شود - رضى الله عنه - گويند و از استماع نام امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه ؟ مروى است كه : روزى سيّد كاينات پيش از بعثت به خانهء ابو طالب آمد و فاطمه بنت اسد كه والدهء امير بود گفت : يا محمّد ، هرگاه تو در خانه مىآيى فرزند رحم من چنان روى خود در شكم مىزند كه بىاختيار قيام مىنمايم . به زبان معجز بيان فرمود : كرّم اللّه وجهه . به روايت ديگر چون والدهء امير را از مشاهدهء جمال محمّدى طاقت نشستن نماندى ، بر سبيل تعظيم قيام نمودى . روزى ابو طالب گفت : محمّد به مثابهء فرزند توست ، اين همه اكرامش چرا مىكنى ؟ گفت : و اللّه تواضعى كه از من واقع مىشود اختيارى نيست . اگر در حالتى كه به جانب من محمّد مىآيد قيام ننمايم ، فرزند رحم من از غايت طپيدن و نهايت اضطراب هلاك شود . گفت : بىبرهان قبول اين معنى نتوان كرد . پس ابو طالب و حمزه اتّفاق نموده دستهاى خود بر دوش مادر اسد اللّه الغالب محكم كرده سيّد كاينات را از بيرون خواندند . به مجرّد مواجههء لقاى مصطفوى والدهء امير به تأييد صمدى در تقويت مرتضوى قيام درست نمود . آن سرور فرمود : كرّم اللّه وجهه . به روايتى هرگاه آن سرور - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به خانهء عمّ خود آمدى ، روى مبارك به سوى والدهء امير المؤمنين كرده فرمودى : السّلام عليك يا اخى . امير از درون شكم گفتى : عليك السّلام يا رسول اللّه . و به هر طرف كه آن سرور بودى ، رو به آن جانب نمودى . بعد از اطّلاع اين معنى فرمود : كرّم اللّه وجهه ؛ يعنى بزرگ گرداند حقّ سبحانه تعالى ذات او را . » منقبت : هم در كتاب مذكور از والدهء امير المؤمنين مروى است كه : « چون مدّت هفت ماه امير در رحم تربيت يافت ، روزى خوابيده بودم و سيّد كاينات نزد من نشسته بود كه ابو طالب