محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

123

مناقب مرتضوى ( فارسي )

منقبت : قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « ايمان اهل السّموات و الارض ان وضع فى كفّة و وضع ايمان علىّ فى كفّة لرجح ايمان على بن ابى طالب . » ترجمه : عبد اللّه بن جويشيعته پسر مرّه غبرى [ ؟ ] از پدر كلان خود روايت كند كه گفت : « دو مرد پيش عمر بن الخطّاب آمده ، پرسيدند از طلاق كنيزك . پس عمر - رضى الله عنه - پرسيد اين مسأله را از مردى كه در آن مكان حاضر بود . پس گفت و ادا نمود آن مرد به هر دو انگشت خود . پس بازگشت عمر به سوى آن دو مرد و گفت : دو طلاق است . پس گفت يكى از آن دو مرد به عمر كه سبحان اللّه ! آمديم ما به سوى تو و تو امير مؤمنانى و پرسيدم از تو مسأله و جواب دادى تو ، متوسل شده‌اى به سوى مردى و حال آنكه به خدا سوگند كه با تو سخن نكرد و به اشاره جواب داد . گفت عمر آيا تو مىدانى كيست آن مرد ؟ اين برادر رسول خداست . گواهى مىدهم من كه عمرم به درستى كه شنيده‌ام از رسول كه مىگفت : اگر بگذارند ايمان اهل آسمان‌ها و زمين را در پلّهء ترازو و بگذارند ايمان على را در پلّهء ديگر ، هرآينه زياده آيد ايمان على بن ابى طالب بر ايمان اهل آسمان‌ها و زمين . » منقبت : قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « سمّى النّاس مؤمنين من اجل علىّ و لو لم يؤمن علىّ لم يكن مؤمن فى امّتى و سمّى مختارا لانّ اللّه تعالى اختاره و سمّى المترضى لانّ اللّه تعالى ارتضاه و سمّى عليّا لانّه لم يسمّ احدا قبله باسمه و سمّيت فاطمة بتولا لانّها تبتّلت و تقطّعت عمّا هو معتاد العورات فى كلّ شهر و الانهار ترجع كلّ ليلة بكرا و سمّيت مريم بتولا لانّها ولدت عيسى بكرا . » ترجمه : از امّ سلمه - رضى الله عنها - مروى است كه گفت رسول : « ناميده شدند آدميان به لقب مؤمنين به وسيلهء على و اگر ايمان نمىآورد على ، هرآينه مؤمن نمىبود از امّت من كسى [ و ناميده شد مختار جهت آنكه اللّه تعالى وى را اختيار كرد ] و ناميده شد مرتضى جهت آنكه اللّه تعالى از وى راضى است و او راضى است از خداى - عزّ و جلّ - و ناميده شد او على به واسطهء آنكه نام نكرد ربّ العزّة كسى را پيش از او به اين اسم و ناميده شد فاطمه بتول از براى آنكه آنچه معتاد است مر عورات را كه در هر ماه مىبينند ، از وى مقطوع بود يا آنكه مىگشت - رضى الله عنها - در هر شب بكر ، [ و ناميده شد مريم