محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

مقدمه 12

مناقب مرتضوى ( فارسي )

خوب مىنوشت ، به همين جهت از طرف آن دو شاه معظم به لقب « مشكين قلم » مفتخر شد . شرح حال دو پسرش ، مير محمد مؤمن و مير محمد صالح ( كه درباره‌اش نوشته شده ) و به عنوان « عرشى » و « كشفى » است ، خواهد آمد . سيد محمد هاشم شاه متخلص به « هاشمى » مشهور به « شاه جهانگير » كه پسر همين مير محمد مؤمن بوده ، سلسلهء هاشمى را در هندوستان بنياد گذاشت كه به هاشم شاهيه معروف است . مير سيد عبد اللّه ، ديوانى مرتب و پنج مثنوى داشته و از اوست : نى حرف با كسى و نه گوشى به حرف كس * بر هم زدى شعار سؤال و جواب را * مردمان را به چشم وقت نگر * وز خيال پريرو دى بگذر چند گويى فلان چنانش مام * چند گويى فلان چنانش پدر ناف آهو نخست خون بوده‌ست * سنگ بوده‌ست ز ابتدا گوهر كهتران ، مهتران شوند به عمر * كس نزاده‌ست مهتر از مادر « 5 » » خود دربارهء شأنش چنين مىگويد : « وصفى » تخلص من و « مشكين قلم » ، خطاب * اين نامها ز شاه و شهنشاه يافتم « بداونى و صاحب مرآة العالم و شاه جهان‌نامه و ديگران وى را ستوده ، گويند اشعار عاشقانهء فراوان دارد و مردى آزاده است و به شيخ فيض اللّه بهارنپورى ( د . 1024 ه . ق . ) از خلفاى شيخ نظام مازنولى ارادت مىورزد . در خط نستعليق ، شاگرد شاه غياث و راقمى بود و ساير اقلام را نيز خوش مىنوشت و دو فرزند وى مير محمد مؤمن و صالح ، هر دو سخندان و هنرمند و خوشنويس بودند . « 6 » » از آثار خطوط وى ، قطعه‌اى در مجموعهء آقاى مهدى بيانى ، به قلم نستعليق دودانگ و كتابت خوش ، با رقم و تاريخ ، موجود است : كتبه عبد اللّه مشكين قلم ، غفر ذنوبه ، سنهء 1022 ه . ق . خطى ديگر در مجموعهء آقاى جعفر سلطان القرائى است كه هفت قلم را در آن ظاهرا براى اكبر شاه نگاشته است كه از آن جمله نستعليق نيم دو دانگ و غبار خوش ، با رقم : كتبه الحقير وصفى ، مىباشد . همچنين قطعه‌اى ديگر در مجموعهء آقاى كريم‌زاده در تهران ، به قلم دو دانگ خوش ، با رقم و تاريخ : كتبه الحقير عبد اللّه مشكين قلم الحسينى غفر ذنوبه ، سنهء 1011 ه . ق .

--> ( 5 ) - نك : ريحانة الادب ؛ ج 5 - 6 ، صص 330 - 331 . ( 6 ) - نك : احوال و آثار خوشنويسان ؛ بيانى ، مهدى ؛ ج 1 - 2 ، صص 353 - 354 ، انتشارات علمى ، چاپ دوم ، س 1363 .