محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

مقدمه 13

مناقب مرتضوى ( فارسي )

وجود دارد . مير عبد اللّه حسينى ترمذى ، متخلص به « وصفى » در سال 1025 ه . ق . در بلدهء اجمير هندوستان درگذشت . برادر نويسنده « مير محمد مؤمن بن مير عبد اللّه مشكين قلم ، از شعراى شهر اكبرآباد هند كه مانند پدرش خطاطى بوده مشهور ، به تعليم خط سليمان شكوه - پسر دارا شكوه - حكمران دهلى منصوب و ازاين‌رو مورد انعامات بسيارى شد . درويشانه مىزيست تا به سال 1091 ه . ق . در 90 سالگى درگذشت . يك ديوان شعر و دو منظومه به نام شاهد عرشى و مهر و وفا داشته و از اشعار اوست : من به پايش افتم و او در كنارم مىكشد * من در اين وادى ترقى از تنزل ديده‌ام » « 7 » وى از شاعران بنام زمان خويش بوده و « عرشى » تخلص مىكرد و نكاتى چند نيز در باب نوشتن مكاشفات رضوى به برادر كهتر خود - مير محمد صالح - گوشزد كرده بود . با اينكه در دستگاه دارا شكوه شأن و منزلتى ويژه داشته ، با اين حال مكنت و جاه را يله كرده و به گوشه‌نشينى تمايل نموده ؛ اما از دربار همچنان وظيفهء خود را دريافت مىنموده . « در كتابخانهء ملى پاريس ، از خطوط وى يك قطعه به قلم سه دانگ جلى و نيم دو دانگ عالى ، با رقم و تاريخ : الفقير الحقير محمد مؤمن الحسينى غفر ذنوبه و ستر عيوبه ، 1073 موجود است . » « 8 » « سيد محمد هاشم شاه بن مير محمد مؤمن عرشى ، مكنّى به ابو عبد اللّه ، معروف به شاه جهانگير [ - مجمع الفصحا ] يا جهان شاه [ - رياض العارفين ] ، از شعراى عارف قرن دوازدهم هجرى قمرى هندوستان ، كه در ترويج شريعت مطهرهء نبوى - ص - اهتمام داشت . مثنوى مظهر الانوار از اوست « 9 » » و از كيفيت نسب و سلسلهء هاشم شاهيهء وى پيش از اين ياد شد . « وفاتش به سال هزار و صد و پنجاه ه . ق . در هفتاد سالگى واقع شد و از اشعار اوست : وَه كه پيمانهء ما پر شد و در پاى خمى * نكشيديم ز دست صنمى جامى چند « هاشمى » قطع تمنّا مكن از صبح وصال * گر به نوميدى هجران گذرد شامى چند » « 10 »

--> ( 7 ) - نك : ريحانة الادب ؛ ج 3 - 4 ، ص 121 . ( 8 ) - نك : احوال و آثار خوشنويسان ؛ ج 3 - 4 ، ص 842 . ( 9 ) - نك : ريحانة الادب ؛ ج 5 - 6 ، ص 348 . ( 10 ) - همانجا .