عماد الدين حسن بن علي الطبري
558
مناقب الطاهرين ( فارسي )
حسن و حسين ، به حقّ خدا و رسول و پدر شما على كه از خداى بخواهيد تا اين هر دو دست من به حال خود روند . حسن عليه السّلام گفت : اللّهمّ اطلقه و اجعل له فى هذا عبرة و حجّة . حق تعالى در حال شفا داد . آن شيطان از پيش ايشان رفت . على عليه السّلام در مسجد نماز مىگزارد . با وى خصومت آغاز كرد كه : پسران را كجا مىفرستادى ؟ و چه اغتيال مىانديشيدى ؟ على عليه السّلام گفت : ايشان به طلب خلا رفتند و من ايشان را به كارى نفرستادم . و سوگندها بخورد . مردم جمع شدند . شيطان ديگر بيامد و با على عليه السّلام خصومت كرد و تكذيب كلام آن حضرت مىنمود و رداى وى بدريد . حسين عليه السّلام برسيد و با آن شيطان درشتى كرد و گفت : اللّهمّ ان كنت كاذبا فلا اراك اللّه فى نسلك البركة و لا جعلهم صالحين و لا اخرجك من الدّنيا حتّى يبتليك بالدّياثة فى اهلك و اقاربك و فى ذرّيّتك . ابو ابراهيم ( ع ) گفت : بيرون نشد از دنيا تا كه زن خود را چون قوّادان به مردى برد از عراق . و آن معنا در ذرّيّت و اتباع وى باشد و بر آن عيب ندارند . « 1 » طهور ديوار چون درخت يقطين بود براى يونس . و طهور چشمهء آب ميان ديوارها چون طهور چشمهء آب بود براى يونس ( ع ) چون از دريا بيرون آمد .
--> ( 1 ) - الخرائج 2 / 845 - 847 .