عماد الدين حسن بن علي الطبري
501
مناقب الطاهرين ( فارسي )
جواب وى بازدادند و مبارك باد كردند به امامت و وصايت . و على عليه السّلام سلام رسول صلى اللّه عليه و آله برسانيد . صحابه گفتند كه : يا على ، بازپرس كه چرا جواب ما بازندادند . على عليه السّلام گفت : ايّها الفتيان ، چون است كه جواب سلام ايشان بازنداديد كه ايشان سلام كردند ؟ گفتند : زيرا كه ما را اجازت نيست الّا كه جواب رسول دهيم يا وصىّ رسول . و تو علىّ بن ابى طالبى وصىّ رسول خدايى . بعد از فراغ ، على عليه السّلام ما را بر بساط نشاند و اشارت به باد صبا كرد تا برداشت و چون گفت : يا ريح الصّبا ، ضعنى ، باد بنهاد . پاى در زمين زد ، چشمهاى آب آنجا طاهر شد . ما را گفت : وضو بسازيد كه به مسجد رسول صلى اللّه عليه و آله نماز بامداد برسيم . چون وضو بساختيم ، باد را گفت : ما را بردار . برداشت تا به مسجد رسول برسانيد . رسول صلى اللّه عليه و آله از نماز بامداد يك ركعت كرده بود . ما نيز نماز به جماعت بكرديم . رسول صلى اللّه عليه و آله روى به من كرد و گفت : يا انس ، تو گويى يا من ؟ گفتم : يا رسول اللّه ، از تو نيكوتر بود . رسول صلى اللّه عليه و آله آن قصّه چنان بازگفت كه پندارى با ما بود . « 1 » عبد اللّه بن سوقه گويد كه : رضا عليه السّلام به ما بگذشت . ما بر امامت وى خصومت كرديم و مخالف وى بوديم و بر مذهب زيديان بوديم . چون به صحرا رسيديم در خدمت رضا عليه السّلام ، گلّهء آهو پديد آمد . رضا عليه السّلام اشارت كرد به يكى از ايشان ، بيامد و در پيش آن حضرت بايستاد . امام عليه السّلام وى را بگرفت و دست مبارك بر سر وى بماليد و به غلام
--> ( 1 ) - الثاقب / 173 - 175 ، مناقب ابن مغازلى / 232 .