عماد الدين حسن بن علي الطبري

502

مناقب الطاهرين ( فارسي )

سپرد . در دست وى اضطراب مىكرد تا با مرعاى « 1 » خويش رود . رضا عليه السّلام با وى كلامى چند بگفت كه ما فهم نكرديم . آهو ساكن شد . پس مرا گفت : يا عبد اللّه ، او لم تؤمن ؟ قلت : بلى يا سيّدى . انت حجّة اللّه على خلقه و انا تائب الى اللّه . پس با آهو گفت : برو بسلامت . آهو خود را در امام عليه السّلام ماليد و از خدمت وى مىرفت و مىگريست . و مرا گفت : دانى كه آهو چه مىگويد ؟ گفتم : خداى و رسول و ابن رسول عالمتر باشند . گفت : آهو مىگويد كه : چون مرا بخواندى ، اميد داشتم كه از گوشت من بخورى ، تو را اجابت كردم . و تو مرا محروم گردانيدى و بازگردانيدى . « 2 » صفوان روايت كند از جابر كه : من در خدمت صادق عليه السّلام بودم و از آن بيرون آمدم . مردى را ديدم كه گوساله بخوابانيده بود تا ذبح كند . گوساله فرياد كرد . امام عليه السّلام گفت : بهاى وى چند است ؟ مرد گفت : چهار درهم . امام عليه السّلام گفت : پنج درهم از من بستان و وى را رها كن . آن مرد پنج درهم بستد و گوساله را رها كرد و از آنجا برفتيم . چرغى « 3 » ديديم كه به عقب درّاجه‌اى « 4 » مىرفت . درّاجه بانگى بكرد . امام عليه السّلام اشارت به صقر كرد تا بازگرديد از صيد وى . راوى گويد : من گفتم : امروز عجبها مىبينم ! امام عليه السّلام گفت : گوساله چون مرا بديد گفت : استجير باللّه و بكم اهل البيت . و همچنين گفت درّاجه . و فرمود : و لو ان شيعتنا استقامت ، لاسمعتهم منطق الطّير . « 5 »

--> ( 1 ) - مرعى : چراگاه . ( 2 ) - الثاقب / 176 . ( 3 ) - چرغ ، چرخ ( چنان كه در نسخهء ن و ل است ) : پرنده‌اى است شكارى كه از كلاغ هم كوچكتر است ( صقر ) . ( 4 ) - درّاج : پرنده‌اى است همانند كبك . ( 5 ) - الثاقب / 176 - 177 .