عماد الدين حسن بن علي الطبري
72
مناقب الطاهرين ( فارسي )
ايشان گرفت از تورات . ايشان گفتند : با ما صلح كن تا ببينيم كه كار تو و اصحاب تو به چه رسد . صلح نامها نوشتند كه نه بر رسول باشند و نه براى وى ، نه در سرّ و نه در علانيه . اسعد آن مربد سهل و سهيل را به ده دينار بخريد . و آنجا مستنقع « 1 » آب بود . آب روان بكردند و آنجا خشت بزدند و بناى مسجد كردند . و از حرّه سنگ مىآوردند مسلمانان تا بناى مسجد به سنگ برآرند . رسول ( صلعم ) روزى سنگى به شكم مىآورد . اسيد گفت : يا رسول اللّه ، به من ده . رسول ( ص ) گفت : نه ، تو ديگرى برگير . و چندانكه گو بود به سنگ برآوردند تا به روى زمين ، پس به سعيد بنا كردند لبنه لبنه « 2 » ، پس به سميط لبنه و نصف ، پس به ذكر و انثى نر و ماده دو خشت مختلف ، ديوار به قامت مردى برآوردند . مؤخّر مسجد صد ارش « 3 » در صد ارش بود . از حرارت طاقت نداشتند ، استوانهها بركشيدند مقدّم مسجد به جانب صحن به چوبها و سايبان بكردند به شاخههاى خرما . و بعد از مدّتى سقف در زدند . و حوالى مسجد رسول ( ص ) خطها در كشيد تا خانهها بكردند و راه بر مسجد بودى تا جبرئيل ( ع ) بيامد و گفت : درهاى ايشان بگردان الّا از آن تو و على عليه السّلام . اصحاب و حمزه برنجيدند . رسول به حمزه گفت : يا عم ، راست گفتى كه تو عمّى و به سن زيادتر از على ؛ امّا به خداى كه من نكردم الّا آن كه خداى مرا فرمود كه در شما بگيرم و از على رها كنم . حمزه گفت : رضيت و سلّمت للّه و لرسوله .
--> ( 1 ) - مستنقع : آبگير . ( 2 ) - لبنه : خشت . اصطلاحات « سعيد » و « سميط » مربوط به نحوهء چيدن خشتها روى يكديگر است كه با عبارات بعد خود تفسير شده است . ( 3 ) - ارش : ذراع .