عماد الدين حسن بن علي الطبري

65

مناقب الطاهرين ( فارسي )

فصل در مكرى كه مشركان كردند و هجرت رسول ( ص ) چهل مرد از قريش جمع شدند كه سنّ هيچ‌كس زير چهل نبود الّا عتبة بن ربيعه كه سنّ وى زير چهل بود . ابليس آمد و بعد از اجازت در ميان ايشان رفت و گفت : من مردىام نجدى و اجتماع شما شنيدم در كار اين مرد . و راى من صائب بود . مبادا كه از راى من بگرديد . ابو جهل گفت : بدانيد كه ما اعزّ عرب بوديم و اخصّ در عزّ از قديم الى يومنا هذا . و جملهء عرب بهر مسائل به خانهء ما مىآيند . امروز محمّد در ميان ما آمد و كار ما تباه كرد و جوانان ما را بيراه كرد و خدايان ما را دشنام مىدهد و جمعيّت ما متفرّق كرد . راى من آن است كه پنهان مردى برود و او را بكشد . ما ده هزار دينار به بنى هاشم دهيم به ديت وى . ابليس گفت : اى مرد ، اين راى خبيث است . بنو هاشم راضى نباشند كه قاتل محمّد بر زمين زنده رود و ميان شما حربها واقع شود . ديگرى گفت : راى من چنان است كه وى را در خانه محبوس كنيم و قوت وى در آنجا مىاندازيم تا بميرد چنان كه زهير و نابغه بمردند . ابليس گفت : چون موسم حج شود بيرون آيد و بنو هاشم لشكر بر سر شما جمع آرند و محمّد به سحر ايشان را بفريبد .