عماد الدين حسن بن علي الطبري
465
مناقب الطاهرين ( فارسي )
مروان ، و بعد از وى وليد بن عبد الملك ، پس سليمان بن عبد الملك ، پس عمر بن عبد العزيز ، پس يزيد بن عبد الملك ، پس هشام بن عبد الملك ، پس وليد بن يزيد بن عبد الملك ، پس يزيد بن الوليد بن عبد الملك ، پس ابراهيم بن الوليد المخلوع ، پس مروان بن محمّد بن مروان . ايشان ملوك بنى اميّه بودند . و ايضا گفت با كوفيان كه : بعد از من واليان بر شما حاكم گردند كه با شما به تازيانه گويند و عذاب ايشان به تازيانه باشد . و آيت اين آن است كه صاحب يمن بيايد و در ميان شما فرود آيد و عمّال را بگيرد . و عمّال مردى بود يوسف بن عمر نام . « 1 » و چنان بود . و ايضا جويرية بن مسهر را گفت : تو را مردى بكشد حرامزاده و دست و پا ببر و بر درخت كند . زياد چنين كرد و دستها و پايها ببريد و بر درخت كرد بر جذع « 2 » ابن معكبر . « 3 » و ايضا مجاهد از شعبى از زياد بن نضر الحارثى روايت كند كه : به نزديك ابن زياد عليه اللّعنه بودم . ناگاه رشيد هجرى را در آوردند . پرسيدند كه : صاحب تو - يعنى على ( ع ) - با تو چه گفت تا چنان كنيم ؟ رشيد گفت : هر دو دست و پاى من ببرند و بر درخت كنند . ابن زياد گفت كه : و اللّه لاكذّبنّ حديثه . وى را رها كنيد . چون خواست تا بيرون رود ، ابن زياد گفت : برويد و چنان كنيد كه على گفت . رشيد گفت : هيهات ! هيهات ! چيزى ديگر بماند كه على با من گفت . ابن زياد گفت : زبان وى ببريد . رشيد گفت : قد
--> ( 1 ) - اعلام الورى / 175 . ( 2 ) - جذع : تنهء درخت خرما و مانند آن . ( 3 ) - اعلام الورى / 175 .