عماد الدين حسن بن علي الطبري
459
مناقب الطاهرين ( فارسي )
« الطّاعة للّه و لرسوله و لوصيّه » . پس شصت خر به صحرا بيرون آمدند با بارها كه از آن بارها هيچ نجنبانيده بودند . آن خران را با بارها با يهودى داد . چون با كوفه آمدند ، يهودى گفت : نام محمّد پسر عمّ تو در تورات چيست و نام تو و نام دو پسر تو ؟ امام ( ع ) گفت : نام محمّد طاب طاب ، و نام من ايليا ، و نام دو پسر من شبّر و شبير . « 1 » امّا يا يهودى بايد كه استرشاد را پرسى نه تعنّت را . يهود گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له . و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله و انّك وصيّه من بعده و انّ ما جاء به و جئت به حقّ . « 2 » گويند : مردى با على ( ع ) حديثى مىگفت . على ( ع ) گفت : من مىدانم كه دروغ مىگويى . وى گفت : يا على ، دروغ نمىگويم . على ( ع ) گفت : اگر دروغ مىگويى دعا بر تو كنم ؟ گفت : آرى بكن . امير المؤمنين ( ع ) دعا بكرد ، مرد در حال كور شد . « 3 » عبّاد بن عبد اللّه اسدى گويد كه : امير المؤمنين ( ع ) در رحبه مىگفت : انا عبد اللّه و اخو رسوله . و لا يقولها بعدى الّا كاذب . مردى از غطفان برخاست و گفت : انا عبد اللّه و اخو رسوله . و انا اقول كما قال هذا الكاذب . در حال خناق بگرفتش بر فور و به دوزخ رسيد . انس گويد كه : من و ابو بكر و عمر شبى تاريك در خدمت رسول ( ص ) بوديم . ما را
--> ( 1 ) - نسخ : « ها در نصر شقيقى » به جاى « شبّر و شبّير » . ( 2 ) - الثاقب / 269 - 270 . ( 3 ) - الثاقب / 270 .