عماد الدين حسن بن علي الطبري

453

مناقب الطاهرين ( فارسي )

فصل در معجزات وى از اخبار غايبات ابن عبّاس گويد كه : چون امير المؤمنين ( ع ) روى به بصره نهاد در ميان لشكر اندك ، من گفتم : يا امير المؤمنين ( ع ) اگر با كنار روى تا مردم برسند شايد . فرمود كه : فردا سه فرقت لشكر برسند به ما ، در هر لشكر پنج هزار مرد بود و ششصد و شصت و پنج تا . چون نماز بامداد بكردم ، با غلام گفتم اسب را زين برنه و روى به جانب كوفه نهادم . ناگاه گردى پديد آمد . من به نزديك آن گرد شدم . آواز به من كردند كه : تو كيستى ؟ من گفتم : ابن عبّاس . من پرسيدم كه : رايت به كه تعلّق دارد ؟ گفتند : به فلان كس . گفتم : چند مردند ؟ گفتند : نزديك جسر حساب كردند پنج هزار و ششصد و شصت و پنج مرد . تا غبره‌اى ديگر برآمد و سوم برآمد هر سه مىگفتند كه نزديك جسر حساب كردند چندين بودند كه يكى كم نبود و زيادت‌تر نبود . ابن عبّاس گفت : پيش امير المؤمنين ( ع ) رفتم و گفتم : يا امير المؤمنين ، من غمگين بودم كه باشد كه نه چنان بود . امير المؤمنين ( ع ) گفت : فردا غلبه ما را باشد ان شاء اللّه تعالى و مال قسمت كنيم هر مردى را پانصد درهم . و بعينه چنان افتاد كه غلبه لشكر امير المؤمنين ( ع ) را بود و مال قسمت كردند . امير المؤمنين ( ع ) فرموده بود كه مردى را پانصد درهم بدهيد . تا به آخر