عماد الدين حسن بن علي الطبري
443
مناقب الطاهرين ( فارسي )
از شما كس هست كه سامع و مطيع من است ، و كس هست كه نيست . « 1 » و همچنين : روز جمعه از باب الفيل در مسجد كوفه مارى در آمد سر وى چند سر اشترى و قصد منبر كرد و خلق بگريختند و بيامد و بر منبر رفت و با امير المؤمنين على بسيارى مسارّه بكرد و بيرون رفت از آن در . دوستان گفتند به اتّفاق : اين از عجايب مولانا امير المؤمنين است . و دشمنان و منافقان گفتند : از سحر على است . چون آن مار برفت تا به در فيل ناپديد شد ، در حال امير المؤمنين ( ع ) گفت : ايّها النّاس ، اين وصىّ محمّد است به جنّيان . و من وصىّ محمّدم به آدميان . ميان ايشان خونى و حربى افتاد و وى ندانست كه چگونه حكم مىبايد كردن ، پيش من آمد تا من با وى بگفتم . و بدين مثال فضل من با شما نمود . و وى عالمتر است به فضل من بر شما از شما . « 2 » سفيان ثورى از صادق ( ع ) از آباى وى روايت كند كه : روزى رسول ( ص ) در خانهء عايشه رفت و بخفت . مارى بيامد و بر شكم وى بخفت . عايشه بديد و دفع آن نتوانست كرد . پيش پدر رفت . ابا بكر بيامد . چون وى را بديد ، مار روى به دو نهاد . ابو بكر بازگرديد و اين حال با عمر بگفت . عمر نيز بيامد ، مار قصد وى كرد . امّ سلمه گفت : يا عايشه ، على را بخوان . و جمعى گويند كه ميمونه بود كه چنين گفت . چون على ( ع ) درآمد ، مار از شكم رسول ( ص ) به زير آمد و پناه با على داد و گرد وى مىگرديد و با زاويهء خانه رفت تا رسول ( ص ) بيدار شد و گفت : يا ابا الحسن انت هاهنا ؟ ! فقليلا ما كنت تدخل بيت عائشة .
--> ( 1 ) - الثاقب / 247 . ( 2 ) - الثاقب / 248 .