عماد الدين حسن بن علي الطبري
429
مناقب الطاهرين ( فارسي )
و حسين با وى . و رسول ( ص ) پنج حلّه پوشيده بود و با على ( ع ) سه حلّه و با حسن و حسين دو حلّه و با جبرئيل ( ع ) يك حلّه . جبرئيل كاسهاى آب در دست گرفته . رسول ( ص ) گفت : كاسهء آب به من ده . جبرئيل به وى داد و آواز داد بلند كه : يا شيعهء محمّد و آل محمّد . از حواشى و خدمتكاران من كه به نام و نسب ايشان را شناسم ، هر يكى تا چهل تن آواز بازدادند . و در سراى من به قدر پنج هزار آدمى است . هر يكى را آب دادند و بازگردانيدند . پس فرمود : دمشقى كجاست ؟ در گشوده شد و وى را از خانه بيرون آوردند . على ( ع ) گريبان وى بگرفت و گفت : يا رسول اللّه ، اين مرد بىسبب به من دشنام مىدهد و بر من ظلم مىكند و لعنت مىگويد . پس رسول ( ص ) وى را لعنت بگرفت كه : تويى كه دشنام به علىّ بن ابى طالب مىدهى ؟ ! وى گفت : يا رسول اللّه آرى . رسول ( ص ) گفت : اللّهمّ امسخه و امحقه و انتقم منه . در حال با سگى شد . و من مىديدم وى را كه با خانه بردند . من از آن هيبت بيدار شدم . در حال غلامان را بفرمودم تا در خانه بگشادند و وى را بيرون آوردند . وى سگى بود الّا كه گوش چون گوش آدميان داشت در خاك مىغلتيد و عذر از آن فعلات مىخواست و زبان مىخاييد « 1 » و لب مىجنبانيد . و من مىگفتم : كيف رايت عقوبة ربّك ؟ ! و غلامى را بفرمودم تا گوش وى گرفته باز جاى خويشتن برد . گفت : هنوز در آن خانه است . و بفرمود تا بيرون آوردند از آنجا . شافعى گفت : من ايمن نيستم كه خداى تعالى تعجيل عقوبت اين كند . بفرمود
--> ( 1 ) - خاييدن : جويدن .