عماد الدين حسن بن علي الطبري

371

مناقب الطاهرين ( فارسي )

اگر شيعه‌اند ، اسناد علم ايشان با ائمّهء معصومين است و با على ( ع ) . و اگر اشعرى و معتزلىاند ، ايشان با ابو على جبّايى حواله كرده‌اند علم را و وى تلميذ ابو هاشم محمّد بن الحنفيّة بن على ( ع ) بود . و اگر خوارجند ، اكابر ايشان جمله تلامذهء على عليه السلام بودند . و عبد اللّه عبّاس رئيس مفسّران تلميذ كمينهء على ( ع ) بودى . و اعلم در فقه على بود ؛ كه : اقضاكم علىّ . و اگر فصاحت بود ، خطب آن حضرت در عالم مشهور است . تا از معاويه چون پرسيدند كه : اين فصاحت تو را به چه حاصل شد ؟ گفت : به حفظ ده خطبهء امير المؤمنين على ( ع ) . و اگر نحو بود ، ابو اسود الدّئلى شاگرد آن حضرت بودى به اتّفاق . و اگر تصوّف است ، مشايخ عالم شجرهء علم با وى برند . و اگر شجاعت بود ، بر آن حضرت ختم شد . و گفتند كه غير على ( ع ) كه ايمان آوردند ، ايشان را خاطر بود كه اين مرد شايد كه جهان بگيرد و ما نيز به دولت بياساييم ، و يا گفتند كه شايد مشعبد باشد و مالى جمع كند ما از آن محظوظ شويم . و من مىگويم كه : وى از اهل كتاب شنيده بود كه محمّدى چنين طاهر شود و دولتى عظيم وى را بازافتد ، به طمع آن دولت اطهار ايمان كردند . امّا على ( ع ) نفس رسول ( ص ) بود و حالات وى از اين جمله برى بود . و « يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً » « 1 » به قتل على ( ع ) عمرو بن عبد ودّ را طاهر شد . چهار دانگ عرب بدان ده روز اسلام آوردند . و قال اللّه تعالى فى طالوت : « إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ » . « 2 » و در حقّ داوود ( ع ) گفت : « وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ » . « 3 » نه علم و نه

--> ( 1 ) - نصر ( 110 ) / 2 . ( 2 ) - بقره ( 2 ) / 247 . ( 3 ) - ص ( 38 ) / 17 .