عماد الدين حسن بن علي الطبري

360

مناقب الطاهرين ( فارسي )

مسأله : امّا آنچه ائمّهء معصومين مشهور نيستند براى آنكه دائما از دست سلطان وقت مقهور بودندى و قضات وقت از ايشان حكايات نتوانستندى كردن و ايشان محبوس بودندى و در منابر و محافل لعنت مىكردند على ( ع ) را هشتاد سال و اولاد وى را مىكشتند . تا كه در كتب مقاتل الطالبيّين آمد كه هارون الرّشيد دوازده هزار علوى را بكشت و منصور دوانقى هزار را . و بعد از وفات امير المؤمنين عليه السلام معاويهء لعين به اطراف عالم نامه نوشت كه : هر كه از على ( ع ) و اولاد وى تبرّا نكند ، وى را بكشيد . مسأله : اگر اسلام على عليه السلام به الهام ربّانى بود ، آن الهام فضيلت وى بود بر انبيا . زيرا كه اسلام ايشان به قول جبرئيل عليه السلام بود . و اگر به قول رسول صلى اللّه عليه و آله بود ، نشايد كه رسول را به كسى فرستند كه وى را ممكن نباشد معرفت مأمور به . و در عالم رسول هيچ كودكى را دعوت نكرد الّا وى را ( ع ) ، پس فخر وى است تا قيامت . و رسول ( ص ) را بر ايشان وثوق نبود كه ايشان را به حرب فرستد ؛ مع ما كه منهزم مىشدند و عيب كار اسلام مىبود اين معنا ؛ چنان كه به خيبر كردند . و رسول ( ع ) هيچ مردى بر فراش خويش جاى نداد الّا على عليه السلام را ليلة الغار . تا كه چون صبح برآمد و جهان روشن شد ، كافران بديدند كه على است ، رسول ( ص ) را از وى طلب كردند ، على عليه السلام گفت : شما كسى را به من نسپرده بوديد . مع ما كه گفتى كه از شهر ما برو ، برفت . وى را زدن گرفتند . گويند كه ملائكه مانع شدند . و گويند كه ابى لهب نگذاشت