عماد الدين حسن بن علي الطبري
321
مناقب الطاهرين ( فارسي )
مواقعه كن . من كه رسولم مواقعه كردم با خديجه ، فاطمه از آن رطب بهشت در وجود آمد . هر وقت كه دست به وى بسايم بوى ثمرات بهشت از وى يابم . و آن در اولاد وى باشد عليهم السّلام تا روز قيامت . راوى اين حديث عمر بن خطّاب است . « 1 » جابر بن عبد اللّه گويد كه : رسول ( ص ) چند روز بود كه طعام نخورده بود تا كه گرسنگى بر وى غلبه كرد . به خانههاى زنان جمله برفت و چيزى نيافت . در خانهء فاطمه آمد و گفت : اى دختر ، هيچ دارى كه پدرت بخورد كه سخت گرسنه است ؟ گفت : لا و اللّه اى پدر . ما را نيز هيچ نيست . چون رسول ( ص ) برفت ، زنى از همسايگان براى فاطمه دو گرده نان و پارهاى گوشت فرستاد . فاطمه آن را در جفنهاى « 2 » نهاد و حسين را به خدمت رسول فرستاد كه حاضر شو كه ما را طعامى رسيد . رسول عليه السلام بيامد و گفت : يا بنيّه ، حاضر كن . چون حاضر كرد گفت : انّى لك هذا ؟ قالت : هو من عند اللّه . انّ اللّه يرزق من يشاء به غير حساب . رسول حمد خدا بكرد و گفت : الحمد للّه كه شبيه بنى اسرائيل در اهل بيت من پديد آمد . زيرا كه عادت بنى اسرائيل از مؤمنان آن بودى كه چون خداى تعالى روزى بدادى ايشان گفتندى : هو من عند اللّه . رسول با فاطمه و حسن و حسين و على و جملهء زنان رسول و خدم سير بخوردند و به همسايگان فرستادند . « 3 » راوى گويد كه : رسول ( ص ) چون به سفر رفتى ، از خانهء فاطمه رفتى . و چون بازآمدى ، اوّل به خانهء فاطمه آمدى و وى را سلام كردى ، پس به خانههاى زنان رفتى . و گويند كه : در مسجد رفتى و دو ركعت نماز كردى ،
--> ( 1 ) - مقتل الخوارزمى 1 / 68 . ( 2 ) - جفنه : كاسهء بزرگ . ( 3 ) - الثاقب فى المناقب / 296 - 297 ، تفسير ابو الفتوح رازى 3 / 24 .