عماد الدين حسن بن علي الطبري

282

مناقب الطاهرين ( فارسي )

فصل در آيات و كرامات حضرت فاطمه ( عليها السلام ) چون امير المؤمنين عليه السّلام از حرب احد بازآمد ، شمشير خون‌آلود به فاطمه ( عليها السلام ) داد و اين ابيات انشا كرد : أ فاطم هاك السّيف غير ذميم * فلست برعديد و لا بلئيم لعمرى لقد جاهدت فى نصر احمد * و طاعة ربّ بالعباد عليم اريد ثواب اللّه لا شىء غيره * و رضوانه فى جنّة و نعيم فاطمه ( عليها السلام ) گفت : يا امير المؤمنين ، من از اين حال با خبر بودم پيش از اين وقت از چند هزار سال . امير المؤمنين ( ع ) به خدمت رسول ( ص ) رفت و گفت : يا رسول اللّه ، فاطمه ( عليها السلام ) چنين مىگويد . وى را از چه وجه معلوم بوده باشد پيش از اين ؟ رسول ( ص ) گفت : هم با وى رجوع كن . ربّما كه حجّتى عرضه كند . امير المؤمنين ( ع ) با پيش فاطمه ( عليها السلام ) آمد و حجّت طلب كرد . فاطمه ( عليها السلام ) گفت : بنشين يا ابا الحسن . چون بنشست گفت : بدان كه حق تعالى نور من در درخت طوبا آفريد . تا روزگارى برآمد ، حق تعالى جبرئيل را بفرستاد با كه برو و نور فاطمه به من آر . جبرئيل بيامد و درخت طوبا را بشكافت ، قوّت آن نداشت كه نور من برگيرد . با پيش خداى