عماد الدين حسن بن علي الطبري

283

مناقب الطاهرين ( فارسي )

تعالى رفت و گفت : خداوندا ، من قوّت حمل آن ندارم . حق تعالى هفتاد هزار ملك با وى بفرستاد كه هر ملكى را قوّت جملهء آدميان و پريان بود . بيامدند و درخت طوبا بشكافتند و نور مرا از قلب آن بيرون آوردند و به سرادقات مجد و حجب نور بگذرانيدند و به پيش حضرت خداوند تعالى و تقدّس بداشتند . حق تعالى الهام من كرد به هر چه بود و باشد تا به روز قيامت . و از آنجا بگذرانيدند تا به بهشت بردند و در ميان ميوه‌اى نهادند . و آن ميوه ميان باقى ميوه‌هاى جنّت چنان بود كه آفتاب در ميان ستارگان يا زهره ميان ايشان . چون حق تعالى خواست كه مرا به زمين آرد ، پدرم را به آسمان برد و با وى آنچه خواست گفت و بعد از آن جبرئيل عليه السّلام دست وى گرفت و به بهشت برد و از آن ثمره بخورد كه من در ميان آن بودم و آب آن مكيد . حق تعالى مرا نطفه گردانيد در صلب وى . چون به زمين آمد با خديجه مواقعه كرد ، من در وجود آمدم . پس من موجّه دو جنسم با حوراى جنّت حورا باشم و با انسان انسى . و اين فضيلت هيچ بشرى را نبود جز مرا .