عماد الدين حسن بن علي الطبري
272
مناقب الطاهرين ( فارسي )
امير المؤمنين عليه السّلام از عزا بيرون آمد ، كار از دست رفته بود و تدارك آن كردن متعذّر بود الّا مگر به خروج كردن به حرب و ضرب و طعن . و اين نوع صلاح نبود ؛ كه جملهء اهل اسلام مرتد خواستند شدن و منافقان عظيم در كار بودند و طالب اين نوع فساد و فتنه و بكلّى تخريب كار دين خواست بودن و فساد اسلام . بر وى لازم بود صبر كردن تا كار اسلام بعد از رسول ( ع ) مستحكم شد و مردم بدانستند كه اسلام را ثباتى هست و اگر چه حق در ميان ضايع و گم بود ، امّا صورت اسلام قائم بود . مع ما كه اين كارى بود كه به خيل و حشم و لشكر برمىآمد و مردم كه اعتبارى داشتند هر يكى در عملى مشغول شده بودند و دانستند كه وى طريقت شرع نگاه دارد و جز آنچه حقّ ايشان است بديشان ندهد ، از وى دورى مىجستند . و مردم از زهد رسول عليه السّلام ملول شده بودند و از راستى وى . چون از آن خلاص يافتند ، ثانيا سخت مىآمد باز آن گرديدن . و من اينجا ايجاز كلامى كردهام ؛ كه در اين باب كتابى مفرد ساختهام به بسط هر چه تمامتر جملهء ابواب . اگر ارادت باشد طلبدار ؛ كه : و فيه عبرة لا لي الالباب .