عماد الدين حسن بن علي الطبري

243

مناقب الطاهرين ( فارسي )

فصل فى ذكر الوفد من نجران « 1 » بدان كه : شصت سوار از نجران ترسايان به خدمت رسول ( ص ) آمدند . و در ميان ايشان هفده مرد بودند از بزرگان ايشان . و در ميان هفده سه مرد كه حاكم جمله بودندى : اوّل عاقب كه وى امير ايشان بود و صاحب مشورت عبد المسيح نام بود ؛ دوم سيّد ، ايهم نام و وى صاحب رحل بودى ؛ و سوم ابو حارثة بن علقمة الاسقف و وى حبر و اعلم ايشان بودى و مدرّس روم و صاحب كنايس و به اجتهاد و علم به اقصى غايت رسيده در طريقت خويش . چون به راه مىآمدند ، ابو حارثه بر بغله‌اى با جنب برادر خود كرز - و گويند بشر - ابن علقمه به مسايره مىرفت . ناگاه بغلهء ابو حارثه به سر در آمد . كرز گفت : تعس الابعد ! يعنى رسول عليه السّلام . ابو حارثه گفت : بل انت تعست « 2 » ! گرز گفت : چرا اى برادر ؟ ابو حارثه گفت : به خداى كه وى رسولى است كه ما منتظر وى بوديم و در كتب خوانديم . كرز گفت : يا برادر ، چه مانع است تو را كه چون چنين است اسلام نمىآرى ؟ گفت : اگر

--> ( 1 ) - بنگريد به : اعلام الورى / 135 - 137 . ( 2 ) - اين فعل به هنگام خطاب از باب منع مىآيد .