عماد الدين حسن بن علي الطبري
211
مناقب الطاهرين ( فارسي )
ايشان را بيرون آورده بودند از خانه . و اشراف ايشان عبّاس بود و عتبة بن ربيعه و طعيمة بن عدىّ و ابو البخترىّ بن هشام و اميّة بن خلف و حكيم بن حزام و نضر بن حارث بن كلده و ابو جهل بن هشام و سهيل بن عمرو . و بدر چاهى است منسوب با مردى از غفار بدر نام . و رسول عليه السّلام را خبر كردند كه كاروان بگذشت و لشكر آمدند . رسول عليه السّلام با ايشان مشورت كرد ؛ يعنى با صحابه . ايشان گفتند : الرّأى رأيك . امّا شايد كه ما ايشان را ببينيم . رسول عليه السّلام به بدر با ايشان رسيد به هفدهم رمضان سال دوم از هجرت . رايت خويش به امير المؤمنين على عليه السّلام داد و لوا به مصعب بن عمير . و حق تعالى به پنج هزار ملائكه ايشان را مدد داد و مسلمانان در چشم كافران بسيار بودند و كافران به چشم مسلمانان اندك . و اين از الطاف الهى بود تا مسلمانان دلشكسته نشوند و كافران از ايشان بترسند . و رسول عليه السّلام مشتى خاك برداشت و به جانب ايشان ريخت و گفت : شاهت الوجوه ! هيچ چشمى نبود از آن كافران الّا كه خاك در چشم شد و چشم مىخاريد . تا هفتاد بزرگان قريش را بكشتند آن روز و هفتاد را به اسيرى بگرفتند . از ايشان يكى عبّاس بود و عقيل و نوفل و ايشان هر سه اسلام آوردند . و عقبة بن ابى معيط و نضر بن الحارث را رسول عليه السّلام به صفرا بكشت . و رسول عليه السّلام عبّاس را گفت : پسران برادر عقيل را و نوفل را باز خر و فديه كن ، و حليف خود عتبة بن عمرو [ و ] برادر بنى الحارث بن فهر را . عبّاس گفت : مرا چيزى نمىبايد دادن ؛ كه مرا به زور آوردند . رسول گفت : اللّه اعلم باسلامك . ان يكن حقّا ، فانّ اللّه يجزيك به . و امّا طاهر امرك فقد كان علينا . عبّاس گفت : مرا مال نيست . رسول گفت : كجا شد آن مال