عماد الدين حسن بن علي الطبري

184

مناقب الطاهرين ( فارسي )

فاطمه بود و گويند در حجرهء زينب بنت جحش بود يك نيمهء سر شسته بود - و گفت : يا رسول اللّه ، تو سلاح بنهادى و ملائكه چهل شبانه روز شد كه سلاح دارند و هنوز ننهاده‌اند . و خداى تعالى مىفرمايد كه همين ساعت به بنى قريظه رويد . و من كه جبرئيلم با ملائكه آنجا مىروم تا ايشان را مستأصل كنم و درهاى حصن ايشان بگشايم . رسول ( ص ) بفرمود كه منادى كنند كه نبايد كه هيچ‌كس از مردان به مدينه نماز ديگر « 1 » كنند الّا كه نماز به بنى قريظه برند اگر چه قضا شود ؛ كه خداى تعالى اين رخصت داده است . رسول ( ص ) امير المؤمنين ( ع ) را لشكر داد و بفرستاد . امير گفت : من برفتم و رسول در عقب آمد . چون رايت به زير حصن بنى قريظه بردم و يهود مرا بديدند ، خوفى عظيم در دل ايشان افتاد . يكى مىگفت : قد جاءكم صاحب عمرو . و يكى مىگفت : قد اقبل اليكم قاتل عمرو . و يكى از كنار حصن آواز داد كه : قتل علىّ عمرا * صاد علىّ صقرا قصم علىّ طهرا * هتك علىّ سترا ابرم علىّ امرا مضطرب شدند . من بدانستم كه ايشان بترسيدند و خداى تعالى ايشان را مخذول كرد . رسول ( صلعم ) به عقب وى برسيد . امير المؤمنين عليه السّلام استقبال كرد رسول ( ص ) را و گفت : يا رسول اللّه ، تو به زير حصن نياى . رسول ( ص ) گفت : يا على ، مگر چيزى شنيدى از ايشان كه تو را موافق نيامد .

--> ( 1 ) - نماز ديگر : نماز عصر .