عماد الدين حسن بن علي الطبري

161

مناقب الطاهرين ( فارسي )

لشكر روى بدان راه نهادند . رسول عليه السّلام گفت كه : به ثنيّة المراز فروآييد . و سبب آن بود كه ناقهء وى ( ع ) آنجا در خفت و مردم بشتافتند و گفتند : حل حل . و اين صوتى باشد كه عرب اشتر را به دو برانگيزند . رسول ( ع ) گفت : ما حل . يعنى اين كلمه مگوييد ؛ كه فرو خفتن وى از كلال « 1 » نبود ، بلكه به اجازت حق تعالى بود . آنگه گفت : و اللّه كه قريش مرا دعوت مكنند با هيچ كارى كه در او تعظيم حرمات خدا بود و صلت رحم الّا كه اجابت كنم ايشان را به آن . و بفرمود كه به اقصاى حديبيّه فرود آيند . و چاه آب يك ساعت خشك شد از كثرت خلق و بهائم . و رسول عليه السّلام را خبر كردند كه ما اينجا به تشنگى بميريم . رسول عليه السّلام تيرى از جعبهء خويش برگرفت و مردى ناجية بن عمر بن نعمان بن دارم - و او سائق هدى رسول ( ع ) بود - به او داد تا به چاه فرو شود و آن تير را در بن چاه به خاك فرو برد . ناجيه به چاه فرو شد و تير رسول ( ع ) به گل فرو برد . آب برآمد چندان‌كه ايشان بس گفتند . و زنى به كنار چاه آمد در آن وقت و گفت : يا ايّها الماتح دلوى دونكا * انّى رايت النّاس يحمدونكا يثنون خيرا و يمجّدونكا * ارجوك للخير كما يرجونكا ناجيه جواب گفت : قد علمت جارية يمانية * انّى انا الماتح و اسمى ناجية و طعنة ذات رشاش واهية * طعنتها تحت الصّدور العالية ايشان در اين بودند كه بديل بن ورقا برسيد با جماعتى بنى خزاعه و

--> ( 1 ) - كلال : خستگى .