عماد الدين حسن بن علي الطبري
138
مناقب الطاهرين ( فارسي )
مىگرديد تا باشد كه رسول ( ص ) را بر وى رحم آيد و او را ببخشد . رسول ( ص ) فرمود : او را بازآريد . بازآوردند . فرمود : توبه كن . وى توبه كرد . رسول ( ص ) توبهء وى قبول كرد . و سورهء : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ » « 1 » فرود آمد در حقّ وى . « 2 » علماى سير گفتند كه : عام الحديبيّه رسول عليه السّلام صلح كرد با قريش . و شرط كردند كه هر كه خواهد در عهد رسول آيد و ايشان را بر آن كس اعتراضى نباشد ، و هر كه خواهد در عهد قريش آيد ، كس را بر وى اعتراضى نبود . بنو بكر در عهد قريش رفتند . و بنو خزاعه در عهد رسول ( ع ) آمدند ، براى سرّى قديم كه ميان ايشان بود . بنو بكر و بنو خزاعه دعوى خونى مىكردند كه در جاهليّت در ميان ايشان افتاده بود . [ بنو بكر ] چون در عهد قريش شدند خويشتن را بديشان مستظهر يافتند ، طلب فرصت كردند تا با بنى خزاعه كيدى كنند . تا شبى به استمداد قريش شبيخون كردند بر بنى خزاعه و مردى را بكشتند از بنى خزاعه . و اين در بيرون حرم بود . و از ايشان كه به مدد بنو بكر آمده بودند صفوان بن اميّه بود و عكرمة بن ابى جهل و سهيل بن عمرو با اتباع خويش . چون به نوفل رسيدند گفتند : چاره نباشد . حرمت حرم مهتوك نتوان كردن . نوفل گفت : ما در حرم بدتر از اين كارها مىكنيم از دزدى و فساد . بزنيد ؛ كه فرصت يافتيد بر خصم . بنو خزاعه در حرم آمدند و پناه با سراى بديل بن ورقا دادند . و او سيّد
--> ( 1 ) - ممتحنه ( 60 ) / 1 . ( 2 ) - دلائل النبوّه بيهقى 5 / 16 - 18 ، اعلام الورى / 112 .