عماد الدين حسن بن علي الطبري

124

مناقب الطاهرين ( فارسي )

تولّى عن رجل ليس على وجه الارض افضل منه و لا انور نورا و لا أتمّ نضره و لا أتمّ امرا يملك شرقها و غربها يقول : لا إله الّا اللّه فيتركونه . من اصفق وجها انا ام انت الّذى تتولّى عن هذا الرّجل الكريم رسول ربّ العالمين ؟ ! خزاعى گفت : ويلك ! ما تقول ؟ ! گرگ گفت : الويل لمن يصلى جهنّم غدا و يشقى فى النّشور ابدا و لا يدخل فى حزب محمّد . خزاعى گفت : حسبى ! حسبى ! گفت : كه گلّهء من نگاه دارد تا نزد رسول ( ص ) روم ؟ گرگ گفت : من نگاه دارم . خزاعى گفت : ضامن تو كيست ؟ گرگ گفت : خداى تعالى ضامن من است . خزاعى بر رسول اللّه آمد و سلام كرد و اسلام آورد و حكايت گرگ بگفت . على عليه السلام گويد : من جمله مىشنيدم . تا روزى آن گرگ مرا بديد و گفت : يا ابا الحسن ، من با خزاعى چنين و چنين گفتم و خزاعى گوسفند بره‌اى نيكو به من داد و گفت : انت اعتقتنى من النّار . « 1 » ابن عبّاس گويد : اعرابيى صيد سوسمارى بكرد و در آستين نهاد زنده و نزد رسول ( ص ) آمد و گفت : اى ساحر كذّاب كه دعوى مىكنى كه إله آسمان مرا به خلق جنّ و انس فرستاد ! و ترّهات مىگفت تا عمر بن خطّاب برخاست كه وى را برنجاند . رسول اللّه منع كرد و گفت : يا ابا حفص انّ الحليم كاد ان يكون نبيّا . پس گفت : يا اخا سليم ، عرب به ما آيد و كلامهاى چنين موحش گويد ؟ ! اسلام آور اى اعرابى تا در دنيا و آخرت با ما باشى ؛ تا هر چه ما را بود از خير و شر ، تو را نيز باشد . رسول ( ص ) مىگفت و وى ابا مىكرد ؛ تا اعرابى سوسمار از آستين

--> ( 1 ) - الثاقب فى المناقب / 72 .