عماد الدين حسن بن علي الطبري
125
مناقب الطاهرين ( فارسي )
بينداخت و گفت : من ايمان نياورم تا اين ضبّ به تو ايمان آورد . سوسمار از در مسجد بيرون مىرفت . رسول ( صلعم ) گفت : يا ضبّ . سوسمار روى بازپس كرد و گفت : من انا ؟ سوسمار گفت : انت محمّد رسول اللّه . رسول ( صلعم ) گفت : تو كه را عبادت مىكنى ؟ گفت : آن پادشاهى را عبادت كنم كه ابراهيم را به دوستى گرفت و موسى را به كليمى و تو را برگزيدهء عالميان گردانيد . اعرابى انديشه كرد كه : سوسمار ايمان آرد و من كافر باشم ؟ ! انگشت برداشت و گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له . و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله . و اين ابيات انشا كرد : الا يا رسول اللّه انّك صادق * فبوركت مهديّا و باركت هاديا شرعت لنا دين الحنيفة بعد ما * غدونا كامثال الحمير الطّواغيا فيا خير مدعوّ و يا خير مرسل * الى الانس و الجنّ لبّيك داعيا فنحن اناس من سليم عديدنا * اتيناك نرجو ان ننال العواليا فبوركت فى الاقوام حيّا و ميّتا * فبوركت طفلا ثمّ بوركت ناشيا رسول ( ص ) گفت : سورتى از قرآن اعرابى را آموزانيد . « 1 » و همچنين گويند : مردى از يمامه بود ، در روز ولادت پسر را در خرقهاى پيچيد پيش رسول ( ص ) آورد . رسول ( ص ) گفت : من انا ؟ كودك گفت : انت رسول اللّه . فرمود : صدقت . بارك اللّه فيك . و آن كودك سخن نگفت بعد از آن . آن كودك را يمامه مبارك اليمامه خواندندى . « 2 »
--> ( 1 ) - الثاقب فى المناقب / 73 ، الخرائج و الجرائح 1 / 38 . ( 2 ) - الثاقب فى المناقب / 74 ، اسد الغابه 4 / 397 .