ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

53

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

بدبخت‌تر اين امت منتظر چيست و چرا اين را از اين به خون رنگين نمىسازد ؟ ! آنگاه دست راست خود را نخست بر ريش و سپس بر سر خود كشيد و از منبر فرود آمد . « 1 » ( 1 ) و چون شبى كه در آن شب كشته شد فرا رسيد هنگامى كه براى نماز عشاء از خانه بيرون آمد مرغابىها برگرد او شروع به فرياد كشيدن

--> ( 1 ) . ابو بكر احمد بن عمرو بن ابى عاصم نبيل ضمن بيان فضائل على عليه السّلام در كتاب الآحاد و المثانى برگ 15 ب چنين آورده است : حسن بن على از هيثم بن اشعث ، از ابو حنيفه يمامى ، از عمير بن عبد الملك ما را حديث كرد كه مىگفته است ، على كه خدايش از او خشنود باد بر منبر كوفه براى ما سخنرانى كرد و ريش خود را به دست گرفت و فرمود چه هنگامى بدبخت‌تر اين امت برانگيخته مىشود تا اين ريش را از خون اين سر رنگين كند ، او پيش از اين حديث با اسناد خود حديث ديگرى نقل مىكند كه بدبخت‌تر امت آخر كشندهء على عليه السّلام است . اين هر دو حديث را حافظ حسكانى با سند در تفسير سوره و الشمس در صص 343 / 335 ج 2 شواهد التنزيل چاپ اول آورده است . و از احاديثى كه با بخش نهايى اين حديث تناسب دارد حديث شماره 1396 شرح حال على عليه السّلام در تاريخ دمشق ابن عساكر است ص 346 ج 3 چاپ دوم كه ابن عساكر مىگويد : ابو الغنائم محمد بن محمد بن احمد براى من نوشت و ابو الحجاج يوسف بن يوسف مكّى ، از ابراهيم بن عمر برمكى ، از ابو حفص عمر بن احمد از هارون آجرى ، از ابو جعفر محمد بن عمرو بخترى ، از احمد بن وليد عجّام ، از وليد بن صالح از ابو ليلى خراسانى از ابى حرير براى من حديث كرد كه سعيد بن مسبب مىگفته است على عليه السّلام را بر منبر ديدم كه مىفرمود بىشك اين از خون اين رنگين خواهد شد و با دست خود اشاره به ريش و پيشانى خود كرد و گفت چه چيزى بدبخت‌تر اين امت را از اين كار بازداشته است . سعيد مىگفته است با خود گفتم على ادعاى علم غيب مىكند ولى چون همانگونه كشته شد دانستم كه از آن آگاه بوده است .