ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

48

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

( 1 ) 7 - حسين از گفته عبد اللّه ما را حديث كرد كه مىگفته است سعيد بن يحيى اموى از عبد اللّه بن سعيد ، از زياد بن عبد اللّه ، از مجالد بن سعيد براى ما حديث كرد كه مىگفته است ، ابن بجرة اشجعى و ابن ملجم كه هر يك شمشيرى همراه داشتند آمدند و كنار در مسجد نشستند و چون على كه خدايش از او خشنود باد بيرون آمد و نداى نماز داد آن دو پيشى گرفتند و هر دو شمشير بر آن حضرت فرو آوردند ، يكى از آن دو خطا كرد و شمشيرش به ديوار بر خورد كرد و شمشير ديگرى بر تارك على عليه السّلام خورد ، آن دو در حالى كه مىگريختند از مسجد بيرون رفتند ، ابن بجرة از درى كه به سوى محله كنده بود بيرون شد و ابن ملجم از سوى بازار گريخت ، به ابن ملجم رسيدند و او را گرفتند و پيش على كه خدايش از او خشنود باد آوردند ، فرمود او را بازداشت كنيد . ( 2 ) 8 - حسين بن صفوان برذعى ما را حديث كرد و گفت عبد اللّه بن ابى الدنيا از گفته سعيد بن يحيى اموى از عبد اللّه بن سعيد از زياد بن عبد اللّه از عوانة بن حكم ما را خبر داد كه مىگفته است :

--> ابن عبد البر در پايان شرح حال على عليه السّلام در كتاب استيعاب كه در حاشيه اصابه چاپ شده است در ص 59 ج 3 مىنويسد در چگونگى گرفتن ابن ملجم اختلاف نظر است و چون او را گرفتند على فرمود او را به زندان بازداريد اگر مردم او را بكشيد و او را مثله مكنيد و اگر نمردم براى قصاص يا عفو كردن كار بر عهدهء خود من است ، در اين باره هم اختلاف است كه آيا به على عليه السّلام در نماز يا پيش از نماز ضربت زده است و اينكه آيا خود نماز را تمام فرموده يا كسى را بر آن كار گماشته است و بيشتر را عقيده بر اين است كه جعدة بن هبيره را مأمور فرموده است و او با مردم نماز صبح را خوانده است .