ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

49

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

سه تن با يكديگر پيمان بستند بر كشتن على و معاويه و عمرو عاص ، يكى از ايشان به سوى عمرو عاص رفت ، ديگرى كه نامش برك و از قبيله تيم و شاخه خاندان سعد و از بنى صريم بود آهنگ معاويه كرد ، سومى كه ابن ملجم بود آهنگ على كرد . ابن ملجم به كوفه آمد و از قطام كه از قبيله تيم بود و انديشه خوارج بر سر داشت خواستگارى كرد ، او به ابن ملجم گفت به خدا سوگند خود را به همسرى تو در نمىآورم مگر به كابين سه هزار - درهم - و كشتن على بن ابى طالب ، ابن ملجم اين تعهد را به او داد و با او عروسى كرد . ( 1 ) 9 - حسين بن صفوان برذعى ما را حديث كرد و گفت سعيد بن يحيى از عبد اللّه بن سعيد اموى از زياد بن عبد اللّه بكايى از عوانة بن حكم كلبى و او از مزاحم بن زفر تيمى از وجيه نقل مىكرد كه مىگفته است : ابن ملجم از هنگام نماز بامداد تا گاهى كه روز بر مىآمد ميان قوم خود مىنشست و در همان حال كه آنان با هياهو گفتگو مىكردند او خاموش مىماند و يك كلمه هم بر زبان نمىآورد ، و به من خبر رسيده است كه ابن ملجم روزى در حالى كه شمشيرى بر دوش داشت در بازار نشسته بود جنازه‌يى را مىبردند كه مسلمانان و روحانيان مسيحى آن را تشييع مىكردند ، ابن ملجم گفت اى واى شما اين ديگر چيست ؟ گفتند پيكر ابجر بن حجار عجلى است كه پسرش سالار قبيله بكر بن وائل است ، مسلمانان به لحاظ موقعيت پسرش و مسيحيان از اين لحاظ كه او مسيحى مرده است در پى تابوت اويند ، ابن ملجم گفت به خدا سوگند اگر نه اين است كه خود را