ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

34

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

فريب ساختند و براى كشتن او به گردآورى لشكر و ساز و برگ جنگ پرداختند ، با آنكه در آغاز خود با رغبت و آزادى با او بيعت كرده بودند و آنان پيمان‌گسلان « ناكثين » اند . از پى ايشان تبهكاران « قاسطين » كه معاويه و شاميان و پيروان آنان بودند به پيكار با على پرداختند ، در همان حال كه تبهكاران شام با على پيكار مىكردند گروه سوم ستيزگران با على پديد آمدند و آنان « خوارج » از دين بيرون‌شدگان‌اند ، بيشتر ايشان از پارسايان و قاريان قرآن كوفه و بصره بودند و آشنايى به حقيقت علوم قرآن نداشتند ، كوشش آنان فقط در بسيار خواندن قرآن و مداومت بر ذكر و دعا بود ، و چون بامداد شب هرير معاويه و لشكرش از روى نيرنگ و فريب قرآن بر سر نيزه‌ها برافراختند و على و لشكرش را به حكم قرار دادن قرآن فرا خواندند و اظهار داشتند كه راضى و تسليم به حكم قرآن خواهند بود ، على عليه السّلام از آن روى كه مىدانست آن گروه خواهان حقيقت حكم قرآن نيستند و اينك براى رهايى از نابودى بدين كار پناه آورده‌اند ، خواسته و پيشنهادشان را نپذيرفت ، در اين هنگام همين سفلگان نادان سخت پافشارى مىكردند كه بايد على پيشنهاد حكميت را بپذيرد و با معاويه بر مبناى حكم قرار دادن قرآن صلح كند و على را تهديد كردند كه اگر آن را نپذيرد او را خواهند كشت يا به معاويه تسليم خواهند كرد يا از او كناره خواهند گرفت تا شاميان او را بكشند . ( 1 ) در پى پافشارى اين نابخردان بر پيشنهاد جدايى ، ميان لشكر امير المؤمنين عليه السّلام چنان اختلاف انديشه و درشتگويى پديد آمد كه نزديك بود