أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

120

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) به من گفت وقتى به كوفه رسيدى در محله‌ى بنى حى از فلان كوچه سراغ بگير . در آن كوچه خانه‌اى است كه وصفش چنين و چنان است . دور از آن خانه در گوشه‌اى بنشين بهنگام غروب پيرى بلند بالا مىبينى كه شترى آبكش را به سمت خانه مىآورد . اين مرد در هر قدم كه بر ميدارد نام خدا را بر زبان مىآورد چشمانش غرق اشك است . او عموى تو عيسى بن زيد است . به طرف او خواهى رفت . از ديدار تو همچون آهوان وحشى رم خواهد كرد . تو نترس . حرف بزن . بگو چه كسى هستى و چه نسبتى با او دارى . در اين وقت او با تو انس خواهد گرفت و تو را نوازش خواهد داد . اما بيش از همين يك بار از وى سراغ مگير زيرا مسلما خانه‌اش را عوض مىكند و اين جابجا شدن برايش آسان نيست . يحيى بن حسين مىگويد : - همانطور كه پدرم نشانى داده بود خانه‌ى عمويم را در محله‌ى بنى حى پيدا كردم و بانتظار او تا غروب در گوشه‌ى دور دست نشستم . غروب هنگام ديدمش كه با همان شتر آبكش پديدار شد . همچنان لبهاى او به ذكر خدا مىجيد و از چشمانش احيانا