أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

38

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) شبيب همچنان دودل بود اما عبد الرحمن بن ملجم دست از جانش برنداشت . آنقدر وسوسه‌اش كرد تا سرانجام از راه بدرش برد و او را با خود همدست ساخت . عبد الرحمن و شبيب با هم به مسجد اعظم آمدند . قطام در آنجا اعتكاف گرفته بود . براى قطام خر گاهى برپا كرده بودند . وى در آن خيمه بسر ميبرد . عبد الرحمن بن ملجم به قطام مژده داد : - شبيب هم به من در انجام اين امر كمك خواهد كرد . قطام با خورسندى گفت : - هنگامى كه خواستيد به ايفاى تكليف خود قيام كنيد مرا ببينيد همينجا . عبد الرحمن بن ملجم و شبيب بن بجر از مسجد بازگشتند و بانتظار فرصت تا شب نوزدهم ماه رمضان آرام ماندند . بالاخره شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرت فرا رسيد . اين روايت ابو مخنف است ولى ابو عبد الرحمن سلمى ميگويد آن شب شب هفدهم ماه رمضان بود . حديث ابو عبد الرحمن بعقيده‌ى من صحيح‌تر است .