مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

96

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

آرى آنان در حالى كه با ريسمان به جهاز شتر بسته شده بودند و چهرهء زنان باز بود وارد شام شدند . . . انّا للَّه‌و انّا اليه راجعون . از زينب كبرى ( س ) نقل شده است كه فرمود : خدا مىداند كه بر سر ما چه آمد . نيكان ما كشته شدند ، ما را همانند گوسفندان پيش راندند و بر پالان شتر نشاندند . « 1 » در نامهء ابن عباس به يزيد آمده است : « بدان كه از شگفت‌ترين شگفتىها - و تا زنده باشى روزگار تو را به شگفت آورد - اين بود كه دختران عبد المطلب و كودكان خردسالش را مانند اسير به شام بردى تا به مردم نشان دهى كه بر ما چيره شده‌اى و بر ما حكم مىرانى . به خدا سوگند كه روز و شب از دست من آسوده نخواهى بود . . . . « 2 » ابن حبان گويد : سپس عبيدالله بن زياد سر حسين بن على ( ع ) را همراه اسيران اهل بيت ( ع ) از زن و كودك ، با سر و روى باز ، سواربر پالان‌ها ، به شام فرستاد . « 3 » گويد : سپس اسيران اهل بيت رسول خدا ( ص ) را از زن وكودك ، با سر و روى باز بر پالانها سوار نموده و به همين صورت وارد دمشق كرد . « 4 » ابن عبد ربه گويد : شاميان دختران رسول خدا ( ص ) را به عنوان اسير بر پالان شتر سوار كردند . « 5 » يعقوبى گويد : اهل و عيال و فرزندان حسين ( ع ) را به شام بردند و سرش را بر نيزه كردند . « 6 » ابن اعثم و خوارزمى گفته‌اند : آن قوم ، حرم رسول خدا ( ص ) را از كوفه به شام بردند ، سوار بر محمل‌هاى برهنه ، از شهرى به شهرى و از منزلى به منزلى ، همان گونه كه اسيران ترك و ديلم را مىبرند . « 7 »

--> ( 1 ) . اخبار الزينبات ، ص 116 . ( 2 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 250 . ( 3 ) . كتاب الثقات ، ج 2 ، ص 312 . ( 4 ) . همان ، ص 313 ؛ عبرات المصطفين ، ج 2 ، ص 265 . ( 5 ) . العقد الفريد ، ج 5 ، ص 132 . ( 6 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 245 . ( 7 ) . الفتوح ، ج 2 ، ص 180 ؛ مقتل الخوارزمى ، ج 2 ، ص 55 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 379 .