مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
93
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
اما ساكنان دمشق ؛ به اين خاطر كه بنى اميه ساليانى دراز بر آنان حكومت كردند و فتنهها و تبليغات دروغين بسيارى در اين شهر بر ضدّ خاندان پيامبر ( ص ) انجام شد . براى بصره نيز همين بس كه خوارج ، اين شهر را به عنوان پايگاه خود انتخاب كردند و روياروى امامى كه پيروى از او واجب بود ، يعنى على بن ابىطالب ( ع ) ، ايستادند . باقيماندههاى آثار جنگ جمل نيز نقشى داشت كه نمىتوان از آن چشم پوشيد . اما خاندان عثمان و خاندان حكم بن ابى العاص ؛ اينان - چنان كه گذشت - از بنى اميه ( شجرهء ملعونه در قرآن ) هستند . آنچه مهم است اينكه شاميان در آغاز از ماجراى قتل حسين ( ع ) نه تنها متأثر و غمگين نشدند ، بلكه پيروزى يزيد را هم به او تبريك مىگفتند . فرمان يزيد براى فرستادن سر امام حسين ( ع ) و خاندان ايشان به شام يزيد به عبيدالله زياد فرمان داد تا سر مبارك امام حسين ( ع ) و نيز باقيماندهء خاندان پيامبر ( ص ) را به شام بفرستد . « 1 » از كسانى كه به اين موضوع تصريح كردهاند ابن سعد است كه از عامر چنين نقل مىكند : پيكى از سوى يزيد نزد عبيدالله آمد و به او فرمان داد كه بار و بنهء حسين ( ع ) و هر كس را از فرزندان و خاندان و زنانش باقى مانده است نزد او بفرستد . پس ابو خالد ذكوان ده هزار درهم به آنان قرض داد ؛ كه بدان وسيلهء آماده حركت گشتند . « 2 » سيّد بن طاووس گويد : يزيد بن معاويه ، پس از دريافت نامهء ابن زياد و آگاهى از آن ، در جواب او نوشت كه سر حسين ( ع ) و كسانى را كه همراهش كشته شدهاند ، همراه بار و بنه و زن و فرزندش نزد او بفرستد . « 3 » ابن جوزى گويد : آنگاه ابن زياد زحر بن قيس را خواست و سر حسين ( ع ) و سرهاى يارانش را همراه او نزد يزيد فرستاد . پيكى نيز از سوى يزيد آمد و به عبيدالله
--> ( 1 ) . اين خود مؤيّد رضايت يزيد از قتل سيّد الشهدا ( ع ) است . ( 2 ) . الطبقات الكبرى ( ترجمة الامام الحسين ( ع ) ) ، ص 81 . ( 3 ) . الملهوف ، ص 208 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 372 .