مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
94
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
فرمان داد كه با رو بنه حسين ( ع ) و هر كس را از خاندانش كه باقى مانده است ، نزد او بفرستد . « 1 » مؤيّد اين مطلب نقل طبرى و ابن اثير از هشام كلبى دربارهء آمدن پيك يزيد بن معاويه نزد عبيدالله است . او حامل نامهاى بود كه از عبيدالله مىخواست تا اسيران را نزد او بفرستد . « 2 » چه كسى سر مطهر را آورد ؟ دربارهء اينكه چه كسى سر حسين ( ع ) و ياران با وفايش را براى يزيد برد ، سيره نويسان سه قول دارند : الف - زحر بن قيس جعفى نظر اغلب مورخان همين است . « 3 » مؤيّد اين نظر نقل طبرى از ابراهيم بن سعد است كه گفت : او به من خبر داد كه در هنگام مصاحبت زهير بن قين با حسين ( ع ) با او بود ؛ و ( امام ) به او گفت : اى زهير ! بدان كه قتلگاه من همين جا است ؛ و زحر بن قيس سرم را از پيكر جدا مىكند و به اميد عطاى يزيد نزد او مىبرد ، اما چيزى به وى نمىدهد . « 4 » در اين كار ابو بردة بن عوف ، طارق بن ابى ظبيان ، و جماعتى از اهل كوفه نيز زحر بن قيس را همراهى مىكردند . شيخ مفيد گويد : پس از آنكه مردم از گرداندن سر شريف در كوفه فراغت يافتند ، آن را به در قصر باز گرداندند . ابن زياد آن را به همراه سرهاى ياران امام ( ع ) به زحر بن قيس سپرد ؛ و او را نزد يزيد بن معاويه - لعنت همهء لعنت كنندگان زمين و آسمان بر آنان باد - فرستاد و ابا بردة بن عوف ازدى و طارق بن ابى ظبيان را نيز با جماعتى از كوفيان با او همراه كرد تا آنكه آنها را در دمشق نزد يزيد بردند . « 5 »
--> ( 1 ) . الرّد على المتعصّب العنيد ، ص 45 . ( 2 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 354 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 84 . ( 3 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 118 ؛ الفتوح ، ج 2 ، ص 180 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 83 ؛ البداية والنهاية ، ج 8 ، ص 193 ؛ مقتل الخوارزمى ، ج 2 ، ص 55 ؛ اعلام الورى ، ص 248 ؛ جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 291 . ( 4 ) . دلائل الامامة ، ص 182 ، ج 97 . ( 5 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 118 .