مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

72

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

و پاكيزه‌اش ، او را كشتند . اين درحالى بود كه به روزگار پيامبر ( ص ) نزديك بودند و همهء آنان ديده بودند كه رسول خدا ( ص ) لب و دندان حسين ( ع ) را مىبوسد و باز هم با چوب دستى بر لب و دندانش زدند ! آنان كينه‌هاى روز بدر و حوادثى را كه در آن روى داد زنده كردند . همهء اين‌ها با وجود نزديكى آنان به روزگار نزول وحى و شنيدن اين سخن خداوند كه فرمود : « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » « 1 » ( بگو من براى رسالت پاداشى جز دوستى با خويشاوندانم نمىخواهم ) . آنان در دوران پيامبر ( ص ) ، از بيم شمشير عقايدشان را پنهان كردند و چون سر رشتهء امور به دست آنها افتاد ، آغاز به سركشى كردند . « سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ » « 2 » 5 . كياهراسى : وى يزيد را با اين سخنان توصيف كرده است : او كسى بود كه نرد مىباخت ، با يوزپلنگ شكار مىكرد ، تارك نماز ، دايم‌الخمر و قاتل اهل بيت پيامبر ( ص ) بود . « 3 » 6 . تفتازانى : وى در شرح العقائد النسفيه مىنويسد : حق اين است كه رضايت يزيد به قتل حسين ( ع ) و شاد شدن وى از اين كار و اهانت او به اهل بيت رسول خدا ( ص ) از مواردى است كه به نحو متواتر به دست ما رسيده است ، هر چند جزئياتش به گونهء خبر واحد باشد . . . . « 4 » 7 . ذهبى : وى دربارهء يزيد مىگويد : او از ناصبيان سنگدل بود . مسكرات مىنوشيد و مرتكب كارهاى زشت مى شد . دولتش را با قتل حسين ( ع ) آغاز كرد و با واقعهء حَرّه به پايان برد . . . . « 5 » 8 . اجهورى : وى در ضمن سخنانش گويد : برخى از علما لعن يزيد را به طور مطلق جايز شمرده‌اند ، چرا كه او به قتل حسين ( ع ) فرمان داد . « 6 »

--> ( 1 ) . شورى ( 42 ) ، آيهء 23 . ( 2 ) . انعام ( 6 ) ، آيهء 139 . ( 3 ) . جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 301 . ( 4 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 68 . ( 5 ) . همان . ( 6 ) . الاتّحاف بحبّ الاشراف ، ص 62 .