مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
73
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
9 . شبراوى : وى گويد : برخى افراد مورد اعتماد نوشتهاند . . . و به طور قطع هيچ عاقلى شك نمىكند كه يزيد قاتل حسين ( ع ) است . زيرا او بود كه عبيدالله بن زياد را براى قتل حسين ( ع ) اعزام داشت . « 1 » يزيد و فرار از مسئوليت قتل امام حسين عليه السلام در بررسى تاريخ فاجعهء كربلا مىبينيم كه سخنانى شگفتانگيز از يزيد صادر شده ؛ كه شايسته تأمل مىباشد . از آن جمله است : واى بر ابن مرجانه ، خدا او را بكشد . به خدا سوگند اگر ميان او و حسين ( ع ) خويشى بود ، اين كار را نمىكرد » « 2 » « خداوند پسر مرجانه را لعنت كند . . . » « 3 » ، « من از بيرون آمدن اباعبدالله ، هنگام بيرون آمدنش ، و از قتل او هنگامى كه به قتلش رساندند آگاه نبودم » « 4 » ؛ « شما خويشتن را بندهء عراقيان كرديد . من نه از خروج اباعبدالله آگاه بودم و نه از كشته شدنش » « 5 » ؛ « خداوند پسر مرجانه را لعنت كند . به خدا سوگند اگر من نزد حسين ( ع ) بودم هر آنچه از من مىخواست به او مىدادم و به هر وسيلهاى كه مىتوانستم ، مرگ را از او دفع مىكردم ، اگر چه با هلاكت بعضى فرزندانم بود . ولى خداوند آنچه را ديدى رقم زد » « 6 » ؛ « من بدون كشتن حسين ( ع ) نيز از فرمانبردارىشان راضى بودم ، خداوند پسر سميّه را لعنت كند . اگر من به او نزديك بودم ، از او در مىگذشتم » ؛ « 7 » « ولى عبيدالله زياد نظر مرا در اين باره ندانست و در قتل وى شتاب كرد و او را كشت » ؛ « 8 » « به خدا سوگند ، اى حسين اگر من نزد تو بودم ، تو را نمىكشتم » « 9 » ؛ « چنانچه ميان تو و پسر مرجانه رابطهء خويشاوندى
--> ( 1 ) . همان ، ص 66 . ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 424 . ( 3 ) . همان ، ص 419 . ( 4 ) . الامامة و السياسة ، ج 2 ، ص 8 . ( 5 ) . العقد الفريد ، ج 5 ، ص 131 . ( 6 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 74 ؛ روضة الواعظين ، ج 1 ، ص 192 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 131 و 146 . ( 7 ) . تجارب الامم ، ج 2 ، ص 74 . ( 8 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 80 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 326 . ( 9 ) تاريخ طبرى ج 4 ص 352