مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

58

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

گفتم : عالمانى پارسا از جمله امام احمد بن حنبل آن را تجويز كرده‌اند . « 1 » او در حق يزيد چيزى بالاتر از لعن ذكر كرده است . « 2 » به رغم عبارت « سكوت اصلح است » ، مىبينيم كه ابن جوزى در رفتار و گفتار بدان پايبند نيست . شايد اين سخن را در آن مجلس از ترس گفته است . دليلش هم چيزى است كه نوه‌اش در تذكرةالخواص گفته است : گفتم : هنگامى كه جدّم ابو الفرج بر منبر بغداد ، در حضور امام ناصر و بزرگان علما او را لعنت كرد ، گروهى افراد بدخو از مجلس او برخاستند و رفتند . سپس جدّ من گفت : « أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ » ( اهل مدين همانند قوم ثمود از رحمت خدا دور باد ) . « 3 » نيز گويد : برخى بزرگان از آن روز برايم حكايت كرده‌اند كه گروهى دربارهء يزيد از جدّم سؤال كردند و او گفت : چه مىگوييد دربارهء مردى كه سه سال حكومت كرد . در سال اوّل حسين ( ع ) را كشت ، در سال دوم مدينه را ترسانيد و آن را مباح ساخت و در سال سوم كعبه را هدف منجنيق قرار داد و آن را ويران كرد . گفتند : او را لعنت كنيم ؟ گفت : لعنتش كنيد . « 4 » اسفراينى ، گويد : رأى برگزيده همان نظر ابن جوزى و ابو الحسين قاضى و موافقان آن دو است . « 5 » مَقدِسى : از كسانى كه يزيد را لعن كرده‌اند مطهر بن طاهر مقدسى ( متوفاى سال 507 در بغداد ) است . وى در كتاب البدء و التاريخ ، بر لعن يزيد تصريح كرده است . « 6 » سيوطى : جلال الدين سيوطى گويد : خداوند قاتلش ( يعنى قاتل حسين ( ع ) ) را و به همراه او ابن زياد را و نيز يزيد را لعنت كند . او در كربلا كشته شد . قتل او داستان بلندى دارد كه قلب تاب ياد آن را ندارد . انا للَّه‌و انا إليه راجعون . « 7 »

--> ( 1 ) . الرّد على المتعصّب العنيد ، ص 9 . ( 2 ) . تذكرة الخواص ، ص 287 ؛ الاتّحاف ، ص 63 . ( 3 ) . همان ، ص 291 . ( 4 ) . همان . ( 5 ) . روح المعانى ، ج 26 ، ص 73 . ( 6 ) . البدء و التاريخ ، ج 6 ، ص 6 و 8 و . . . . ( 7 ) . تاريخ الخلفاء ، ص 165 .