مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

57

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

3 . گفتار علما در لعن يزيد در اين بخش به گفتار تنى چند از عالمان و دانشمندان اسلامى پيرامون لعنت كردن يزيد مىپردازيم : احمد بن حنبل : آلوسى گويد : برزنجى در « الاشاعه » و هيثمى در « الصواعق المحرقه » نقل كرده‌اند كه چون عبدالله ، پسر امام احمد ، دربارهء لعن يزيد از وى پرسيد ، گفت : كسى را كه خداوند لعنت كرده است ، چرا نشود لعن كرد ؟ گفت : من كتاب خدا را قرائت كردم ولى لعن يزيد را در آن نديدم . امام گفت : خداى متعال مىفرمايد : « آيا اميد بستيد كه با فراهم آمدن حكومت در زمين به فساد برخيزيد و قطع رحم كنيد . اينان كسانىاند كه خداى لعنتشان كرد . . . » . « 1 » بارى كدام فساد و قطع رحمى از كارى كه يزيد كرد بالاتر است ؟ « 2 » ابن فراء : « 3 » ابن جوزى مىگويد : قاضى ابو الحسين ، محمد بن قاضى ابو يعلى ، ابن الفراء ، كتابى تأليف كرد . در آن كتاب ضمن بحث دربارهء كسانى كه مستحق لعن هستند ، يزيد را آورده و گفته است : كسى كه از لعن يزيد خوددارى مىكند يا از جايز بودن اين كار بىخبر است و يا آنكه منافق است و مىخواهد در اين كار ايجاد شبهه كند ؛ و چه بسا كه افراد نادان را تحريك كند و بگويد : مؤمن ، لعن كننده نيست . ( قاضى ) گويد : مصداق چنين سخنى ، كسى است كه مستحقّ لعن نباشد . من اين را از خط ابو الحسين و تأليفش نقل كردم . « 4 » ابن جوزى ، گويد : در يكى از مجالس وعظ ، كسى از من دربارهء يزيد بن معاويه و كارهايى كه در حق حسين ( ع ) روا داشت و نيز فرمان وى مبنى بر غارت مدينه پرسيد و گفت : آيا جايز است كه لعن شود ؟ گفتم : زشتى اين كار ، او را بس است و سكوت اصلح مىباشد ! گفت : اين را كه سكوت اصلح است مىدانم ولى آيا لعن او را تجويز مىكنى ؟

--> ( 1 ) . محمد ( ص ) ، 22 - 23 . ( 2 ) . روح المعانى ، ج 26 ، ص 72 . ( 3 ) . او در شعبان 451 متولد شد و در دهم محرم سال 576 به قتل رسيد . او مردى فقيه و دقيق و سخت پايبندسنّت بود . ( ر . ك : المنتظم ، ج 10 ، ص 29 ؛ حاشيهء الرّد على المتعصّب ، ص 18 ) ( 4 ) . الرّد على المتعصّب العنيد ، ص 18 ؛ تذكرة الخواص ، ص 287 .