مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
51
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
ابن حجر گويد : پس ، مسلم بن عقبهء مرّى را به سوى آنانفرستاد و فرمان داد كه مدينه را سه روز مباح كند و با آنان بيعت كند مبنى بر آنكه آنها برده وبندهء يزيدند ، و چون از كار آن شهر فراغت يافت ، براى جنگ با ابن زبير به مكّه برود . آنگاه مسلم آن كارهاى زشت را در آن شهر انجام داد و مردم بسيارى از صحابه و فرزندانشان و تابعان نيكو كار را به قتل رساند و زشتكارى را به نهايت رساند . . . . « 1 » ابن جوزى گويد : مسلم بن عقبه سه روز شهر را مباح كرد تا مردان را بكشند و به زنان تجاوز كنند ! زنى دربارهء پسرش كه به اسارت رفته بود نزد مسلم بن عقبه شكايت كرد . او گفت : به خاطر وى در كارش شتاب كنيد ؛ پس گردنش زده شد . آنگاه مسلم از مردم خواست كه با يزيد بيعت كنند و گفت : بيعت كنيد براين كه شما بندگان او هستيد و اموالتان از آن اوست ! در اين هنگام يزيد بن عبدالله بن زمعه گفت : ما بر كتاب خدا بيعت مىكنيم . پس دستور داد كه او را گردن زنند . سعيد بن مسيّب را نزد مسلم آوردند و گفتند : بيعت كن . گفت : بر سيرهء ابوبكر و عمر بيعت مىكنم ! دستور داد كه گردنش را بزنند ، اما مردى گواهى داد كه او ديوانه است . پس ، از او دست برداشت . محمد بن سعد در الطبقات نوشته است كه مروان بن حكم ، مسلم بن عقبه را بر ضدّ مردم مدينه تشويق مىكرد ؛ و او سه روز شهر را غارت كرد . هنگامى كه مروان نزد يزيد رفت ، از وى تشكر كرد و او را به خود نزديك ساخت . ابن جوزى در ادامه مىنويسد : هر كس مىخواهد به عجايب بنگرد ، به رويدادهايى كه در روز حرّه بر سر مدينه آمد و طى آن يزيد ، لشكريانش را در غارت مردم آزاد گذاشت بنگرد . « 2 » شبراوى گويد : يزيد بن معاويه به مسلم بن عقبه گفت : چون بر مدينه پيروز گشتى لشكريان را سه روز در آن آزاد بگذار تا خون بريزند ، اموال را بگيرند و با زنان فسق و فجور كنند . « 3 »
--> ( 1 ) . ر . ك . تهذيب التهذيب ، ج 11 ، ص 214 ، شماره 8100 . ( 2 ) . الردّ على المتعصب العنيد ، ص 54 . ( 3 ) . الاتّحاف بحبّ الاشراف ، ص 65 .