مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

36

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

بزرگان بنى اسرائيل است كه گناهى مرتكب شد و مسخ گرديد ! به او شراب مىنوشاند و از كارهايش مىخنديد . او را بر الاغ وحشى سوار مىكرد و همراه اسبان به مسابقه مىفرستاد . روزى آن را بر أتان ( ماده خر ) سوار كرد و اين شعر را مىخواند : « اى ابا قيس ، عنانش را محكم بگير ، كه اگر هلاكت يا بى بر او ضمانى نيست ، از همهء اسبان مردم پيشى جست ، در حالى كه گلهء اسب اميرالمؤمنين ماده الاغى است . » مسعودى گويد : ابوقيس عبايى از ديباى سرخ و زرد راه راه بر تن داشت . بر سرش عمامه‌اى از ديبا با رنگ‌هاى شقايقى مىبست و بر أتان ( ماده خر ) پالانى از ديباى سرخ و نقشه دار و درخشنده با انواع رنگها نهاده بود . گويند : يزيد آهنگ حج و سپس آمدن به يمن كرد . مردى از تنوخ گفت : « يزيد ، دوست بوزينه ، از همسايگى ما دلتنگ شد و دلبستهء سرزمين بوزينگان گرديد . نابود باد كسى كه بر ما خلافت مىكند ، در حالى كه نزديك‌ترين اصحابش بوزينگان‌اند . » باعونى نيز همانند همين شعر را از « فوطى » در تاريخش نقل كرده است . در آنجا آمده است كه يزيد زيادى جامش را به بوزينه مىنوشانيد . نيز در آنجا آمده است : روزى بوزينه‌اش را براى مسابقه آورد ولى بر اثر تندباد افتاد و مرد . يزيد بسيار اندوهگين شد و دستور به كفن و دفنش داد و به مردم شام فرمان داد كه برايش عزادارى كنند ! « 1 » تبهكارى يزيد فسق و تبهكارى يزيد را بسيارى از تاريخ نگاران و دانشمندان آورده‌اند : ابن صبان گويد : « دربارهء فسق يزيد همه اتّفاق نظر دارند . » « 2 »

--> ( 1 ) . جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 303 . متن شعر يزيد در اين باره چنين است : كم قوم كرام ذو محافظة * الا اتانا يعزى فى ابى قيس شيخ العشيرة امضاها و احملها * الى المساعى على الرّقوس والريس لا يبعد الله قبراً انت ساكنه * فيه جمال و فيه لحية التيس ( 2 ) . اسعاف الراغبين ، ص 193 .