مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

37

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

سيّد بن طاووس نقل مىكند كه امام زين العابدين ( ع ) فرمود : « چون سر حسين ( ع ) را نزد يزيد ملعون بردند ، مجالس شراب برپا مىكرد و سر را مىآورد و كنار آن شراب مىنوشيد . » « 1 » در التنبيه و الاشراف آمده است : يزيد مبادرت به شهوت‌رانى مىكرد و آشكارا گناه مىنمود . خطاهايش را نيك مىشمرد و اگر امور دنيويش به راه بود ، امور دينى را بر خود آسان مىشمرد . « 2 » از مدائنى نقل شده است : يزيد در هنگام شراب همدم سرجون ، غلام معاويه ، بود . يزيد دربارهء معشوقه‌اش شعرى دارد كه مىگويد : « براى او ( آن زن ) ، آنگاه كه مورچه آنچه را گرد آورد خورد ، منزلگاهى است ، و آنگاه كه فربه شد در عبادتگاه جلّق سكونت مىگزيند ، در باغى زيبا ، در آنجا كه زيتون‌هاى پيرامونش ميوه داده‌اند . » « 3 » مسعودى گويد : يزيد و ديگران اخبارى شگفت‌انگيز و رسواييهاى بسيار دارند ؛ مانند شراب خوارى ، كشتن فرزند رسول خدا ( ص ) ، لعن جانشين پيامبر ( ص ) ، ويران كردن و آتش زدن كعبه ، خونريزى و فسق و فجور . . . « 4 » كياهراسى درباره‌اش گويد : اگر به قدر كافى كاغذ داشتم ، همه رسواييهاى اين مرد را آشكار مىكردم ، چرا نه ، وحال آن‌كه او نرد مىبازد ، با يوزپلنگ به شكار مىرود و پيوسته شراب مىخورد . . . . « 5 » ذهبى گويد : او ناصبىاى بىهمتا بود . مست كننده مىنوشيد و كارهاى زشت انجام مىداد . « 6 »

--> ( 1 ) . الملهوف ، ص 220 . ( 2 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 264 . ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 301 . ( 4 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 72 . ( 5 ) . تاريخ نيشابور ، ص 598 ، در زندگى نامهء زيد . ( 6 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 68 .