مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

109

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

سبط بن جوزى به نقل از واقدى از ربيعة بن عمر مىنويسد : « . . . ربيعة بن عمر حكايت كرد و گفت : در تالار پذيرايى يزيد بن معاويه نزد او نشسته بودم كه گفتند زحر بن قيس جلوى در است . پس او ترسان ايستاد و بىدرنگ به او اجازهء ورود داد . زحر داخل شد و گفت : چه خبر دارى ؟ . . . تا آنجا كه گويد : . . . او همراه هفتاد سوار از اهل بيت و شيعيانش آمد . . . پس آنان سر باز زدند و جنگ را بر گزيدند . . . و اينك در صحرا افتاده‌اند . » « 1 » درنگ و ملاحظه با ملاحظهء نقلهاى تاريخى مطالب زير كشف مىگردد : يكم - ترس يزيد ؛ همان طورى كه سبط ابن جوزى در آغاز نقل آورده است . دوم - عظمت ، عزّت نفس و قدرت برتر امام حسين ( ع ) و ياران باوفايش . چنان كه همهء مورخان از جمله ابن سعد ، ابن عبد ربّه ، ابن اعثم ، طبرى ، ابن جوزى ، ابن اثير ، ابن نما ، ابن كثير ، سبط بن جوزى ، با عونى و ديگران اعتراف دارند به اينكه امام ( ع ) و اصحابش تسليم نشدند و چيزى جز نبرد را نپذيرفتند . « 2 » سوم - اعتراف دشمن به اينكه كار او سنگدلانه و جنايتش بزرگ بوده است . چهارم - ناتوانى دشمن از رويارويى با واقعيت و پناه بردن به دروغ ؛ آن جا كه مىگويد : « آنان بىآنكه پشتيبانى داشته باشند مىگريختند و از چنگ ما به بيشه‌زارها و گودال‌ها پناه مىبردند . . . » . درحالى كه واقعيت عكس اين است . دليلش هم اينكه عمرو بن حجاج به ناتوانى سپاه كوفه در مبارزه با ياران حسين ( ع ) اعتراف كرد و فرياد زد : اى نابخردها ، آيا مىدانيد با چه كسى مىجنگيد ؟ شما با شهسواران اين شهر مىجنگيد و با مردمى پيكار مىكنيد كه تن به مرگ داده‌اند . نبايد كه با آنها جنگ تن به تن كنيد . شمار اينان اندك است و دير زمانى نخواهند پاييد . به خدا سوگند كه تنها با سنگباران آنان را خواهيد كشت . عمر سعد نيز

--> ( 1 ) . تذكرة الخواص ، ص 260 . ( 2 ) . منابع اين مطلب پيش از اين گذشت .