مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
110
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
اين سخن را تأييد كرد و گفت : راست گفتى . نظر نظر توست . كس بفرست و پيغام ده كه با آنها جنگ تن به تن نكنند . « 1 » براى خاموش كردن پارس سنگدلانى از اين قبيل كافى است كه به روز عاشورا برگرديم و ببينيم كه مورخان مورد اعتماد دربارهء پيشى جستن حسين ( ع ) و يارانش از يكديگر براى رفتن به سوى خداوند چه نوشتهاند . اظهارات يكى از ياران سنگدل اين پليد ( زحر بن قيس ) مبنى بر پوزش خواهى از جنگ با خاندان پيامبر ( ص ) و كشتن آنان نيز قابل توجه است . ابن ابىالحديد به نقل از او مىنويسد : « گروهى با ما به جنگ پرداختند كه دستهايشان به قبضهء شمشير بود . همانند شير ژيان به پيشواز مرگ مىرفتند . نه امان مىپذيرفتند و نه رغبتى به مال داشتند و هيچ چيز مانع ورود آنان به درياى مرگ يا چيره شدن بر حكومت نمىشد . اگر اندكى دست از آنها بر مىداشتيم ، جان همهء لشكريان را مىگرفتند ! « 2 » واكنش يزيد مورّخان نوشتهاند كه يزيد ، پس از شنيدن سخن زحر بن قيس ، سخنانى بر زبان آورد كه - به نظر ما - حاكى از دروغگويى و دورويى او مىباشد . « 3 » مانند آنچه ابن سعد نوشته است كه چشمان يزيد پر از اشك شد و گفت : بدون قتل حسين ( ع ) هم از فرمانبرداريتان خوشنود بودم ! سپس به اين بيت تمثّل جست : هر كس جنگ را بچشد طعمش را تلخ خواهد يافت و جنگ او را در آوردگاه ترك مىكند . « 4 » ابن اعثم نقل مىكند كه يزيد لختى سر به زير افكند ، آن گاه سر بلند كرد و گفت : اى مرد ، بدون قتل حسين بن علىّ از فرمانبرداريتان خوشنودتر بودم . به خدا سوگند اگر او به نزد من باز مىگشت از او در مىگذشتم ، ليكن خداوند پسر مرجانه را زشت گرداند .
--> ( 1 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 103 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 307 و 262 . ( 3 ) . ر . ك . عنوانهاى « قاتلان حسين ( ع ) » و « دروغ يزيد » در مقدمه - شخصيت يزيد . ( 4 ) . الطبقات الكبرى ( ترجمة الامام الحسين ( ع ) ) ، ص 81 .