مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
107
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
را به شهر دمشق وارد كردند و يزيد با چوبدستى بر لب و دندانش مىزد و مىگفت : من از خندف نيستم اگر انتقام نگيرم . . . . « 1 » كفعمى گويد : سر حسين ( ع ) را در اوّل ماه صفر وارد دمشق كردند و بنى اميه آن روز را عيد مىدانند . « 2 » اين گفتهء شيخ بهايى را نيز برهمين مطلب مىتوان حمل كرد : در روز اوّل ماه صفر سر ابا عبدالله الحسين ( ع ) را وارد دمشق كردند و بنى اميه آن روز را عيد قرار دادند . « 3 » سر امام حسين ( ع ) در مقابل يزيد حافظ بدخشانى گويد : چون به دمشق رفتند و بر يزيد وارد شدند ، سر حسين ( ع ) را پيش او انداختند و قتل حضرت را به آن سنگدل مژده دادند ؛ و او آغاز به زدن سر حسين ( ع ) با چوب خيزران كرد . . . . « 4 » دينورى گويد : گويند كه ابن زياد ، على بن الحسين ( ع ) را با ديگر اعضاى اهل حرم آماده ساخت و به همراه زحر بن قيس ، محقن بن ثعلبه « 5 » و شمر بن ذىالجوشن نزد يزيد بن معاويه فرستاد . آنان حركت كردند تا به شام رسيدند و در شهر دمشق بر يزيد بن معاويه وارد شدند . سر حسين ( ع ) را نيز با آنان وارد كردند و پيش يزيد انداختند . سپس شمر بن ذى الجوشن طىّ سخنانى گفت : اى اميرمؤمنان ، اين شخص همراه هجده تن از مردان خاندانش و شصت مرد از شيعيانش بر ما وارد شد . . . . « 6 » آن گاه دينورى سخنانى را از زبان شمر نقل مىكند كه ديگر مورّخان نقل نكرده و آن را از زبان زحر بن قيس آوردهاند . شيخ مفيد و ديگران گويند : عبدالله بن ربيعهء حميرى نقل مىكند : من در دمشق نزد يزيد بن معاويه بودم كه زحر بن قيس آمد تا بر او وارد شد . يزيد به او گفت : واى بر تو ،
--> ( 1 ) . الآثار الباقية ، ص 321 . ( 2 ) . مصباح الكفعمى ، ص 510 . ( 3 ) . توضيح المقاصد ، ص 5 . ( 4 ) . نزل الابرار ، ص 159 . ( 5 ) . به نظر مىرسد كه تصحيفى از محفز بن ثعلبه باشد . ( 6 ) . الاخبار الطوال ، ص 260 .