مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

100

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

بگردانند . تا آنكه به دروازهء دمشق رسيدند و بر پلّه‌هاى مسجد جامع - همان جايى كه اسيران را نگه مىداشتند - ايستادند . « 1 » نقل شده است كه چون اسيران به دمشق رسيدند ، آنان را از دروازه‌اى به نام « توما » وارد شهر كردند . « 2 » در بحار الانوار از محمّد بن ابى طالب نقل شده است كه شمار سرهاى ياران حسين ( ع ) و اهل بيت آن حضرت 78 سر بود ؛ و قبايل گوناگون براى تقرّب به عبيدالله و يزيد ، آنها را ميان خود تقسيم كرده بودند . « 3 » سر امام حسين ( ع ) قرآن مىخواند سر شريف حسين ( ع ) چگونه سخن گفت و چه چيزى را بر زبان آورد ؟ آرى ، آن سر با قرآن سخن گفت تا بر همگان ثابت كند كه او شهيد قرآن است . و به راستى اگر او در دوران زندگى خويش قرآن ناطق باشد ، چرا نبايد پس از شهادتش با قرآن سخن بگويد ؟ در تاريخ آمده است كه سر شريف امام حسين ( ع ) اين آيهء شريفه را تلاوت فرمود : فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ « 4 » و خدا شرّ آنها را از تو دفع مىكند و او شنواى دانا است . ابن عساكر از اعمش از سلمة بن كهيل نقل مىكند كه گفت : ديدم كه سر حسين بن على ( ع ) بر سر نيزه بود و مىگفت : « فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ » « 5 » در كتاب مختصر تاريخ دمشق ابن منظور آمده است : « و گفت : همهء كسانى كه اين حديث را روايت كرده‌اند ، به كسى كه برايشان روايت كرد گفتند : آيا به خدا سوگند مىخورى كه از فلان كس شنيده‌اى ؟ گفت : به خدا سوگند مىخورم كه از او شنيده‌ام ، تا برسد به اعمش . اعمش گفت : پس به سلمة بن كهيل گفتم تو را به خدا سوگند كه تو از او

--> ( 1 ) . الملهوف ، ص 210 ؛ نيز ر . ك . مثير الاحزان ، ص 97 . ( 2 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 61 . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 45 ، ص 62 . ( 4 ) . البقرة ( 2 ) ، آيه 137 . ( 5 ) . تاريخ مدينة دمشق ، ج 7 ، ص 509 .