مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
27
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
سميّه ، سرور جوانان بهشت را كشتيم ! سپس بر ضدّ ابن زياد شورش كردند و كارشان بدانجا رسيد كه [ راوى ] گويد : به امام عرض كردم : فدايت شوم آن شيون كننده چه كسى بود ؟ فرمود : به اعتقاد ما كسى جز جبرئيل نبود . اگر به او اجازه داده مىشد چنان فريادى برمىآورد كه جان همهء آنان از كالبد خارج مىشد و به آتش مىرفت . ولى خداوند به آنان مهلت داد تا بيشتر گناه كنند ، و عذابى دردناك بچشند . . . » . « 1 » 2 - كسوف خورشيد حافظ طبرانى در معجم بزرگ خويش چنين نقل مىكند : « حديث كرد ما را قيس بن ابوقيس بخارى ، حديث كرد ما را قتيبة بن سعيد ، حديث كرد ما را ابن لهيعه از ابوقبيل « 2 » كه گفت : چون حسين بن على ( ع ) كشته شد خورشيد چنان كسوف كرد كه ستارگان در نيمروز آشكار شدند و ما پنداشتيم كه خورشيد نيز يك ستاره است . « 3 »
--> ( 1 ) . كامل الزيارات ، ص 336 ، باب 108 ، حديث 14 . مرحوم مقوّم در حاشيه اين روايت گفته است : « آرى رسول خدا ( ص ) در معركه حاضر شد و آن گروهى كه قصد برداشتن خاندانش را از روى زمين داشتند مشاهده كرد ! و در حضور ايشان ، بيوه زنان شيون كردند زنان فرزند از دست داده گريستند و كودكان و دختركان از تشنگى ناله و زارى كردند ! لشكريان صداى هولناكى شنيدند كه مىگفت : واى بر شما اى اهل كوفه ! من رسول خدا را مىبينم كه يك بار به جمع شما و بار ديگر به آسمان نگاه مىكند ، در حالى كه محاسن مقدّسش را به دست گرفته است ! امّا هوى و هوس و گمراهىِ استحكام يافته در دل آن جمع فرو رفتهء در طمع ، به آنان چنين القا كرد ، كه آن صداى ديوانهاى است ! » . ( مقتل الحسين ( ع ) ، مقرّم ، ص 296 ) . شايان ذكر است كه در پايان جلد چهارم همين مجموعه از امام صادق ( ع ) نقل كرديم كه فرمود : « چون حسين بن على ( ع ) را با شمشير زدند و خواستند كه سرش را جدا كنند ، منادى از سوى خداوند - تبارك و تعالى - از درون عرش فرياد برآورد و گفت : آگاه باشيد ، اى امتى كه پس از پيامبرتان سرگردان و ستمگر شديد ، خداوند شما را به عيد قربان و فطر موفق مگرداناد ! گويد : آنگاه امام صادق ( ع ) فرمود : « به خدا سوگند ، ناگزير موفق نشدند و هرگز موفق نخواهند شد ، تا آنكه خونخواه حسين ( ع ) قيام كند . » ( امالى صدوق ، ص 142 ، مجلس 31 ، حديث شماره 5 ؛ و الكافى ، ج 4 ، ص 170 ، حديث شمارهء 3 ) . ( 2 ) . ابوقبيل كسى است كه بخارى ، ابوداوود ، ترمذى ، نسائى ، ابن ماجد براى وى روايت كردهاند و نام كامل او حىّ بن هانى است . از يحيى بن معين و ابوزرعة نقل شده كه او ثقه است . و ابوحاتم گفت : حديثش نيكوست . ( ر . ك . تهذيب الكمال ، ج 7 ، ص 492 ؛ و الجرح و تعديل ، ج 3 ، ص 275 ، شمارهء 1227 ) . ( 3 ) . المعجم الكبير ، ج 3 ، ص 114 ، شمارهء 2838 ؛ و نيز ر . ك . مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 89 ؛ مجمع الزوايد ، ج 9 ، ص 197 ؛ الصواعق المحرقه ، ص 194 ، ص 194 ؛ تاريخ الخلفا ، سيوطى ، ص 207 ؛ ينابيع المودة ، ص 321 .