مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

79

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

و آنان را جمع گردان ، همانا تو بر هر كار توانايى ! در اين هنگام مردى از شيعيان حسين ( ع ) به نام هلال « 1 » از جا برخاست و گفت : اى پسر دختر رسول خدا ! مىدانى كه جدّ تو رسول خدا ( ص ) ، نمىتوانست كه محبت خويش را در دل اين مردم جاى دهد ؛ و آنان از كار خويش به سوى آنچه او دوست مىداشت بازنگشتند . گروهى از ايشان منافق بودند و به او وعدهء يارى مىدادند ، ولى در دل قصد خيانت به او را داشتند ! در ظاهر با او شيرين‌تر از عسل ديدار مىكردند ولى تلخ‌تر از حنظل به او مىپيوستند ! تا آنكه خداى عزوجل او را نزد خود برد . پدرت على نيز همين وضعيت را داشت . گروهى بر يارى او گرد آمدند و همراهش با منافقان ، فاسقان ، مارقان منحرفان و قاسطان ( ستمگران ) جنگيدند ، تا آنكه اجلش فرا رسيد . شما نيز امروز در نزد ما چنين وضعيتى داريد . هر كس پيمان شكنى كند به زيان خود اوست و خداوند از او بى نياز است . بيا و ما را هدايت كن و حركت ده ، اگر خواهى به سوى مشرق و اگر خواهى به سوى مغرب ، به خدا سوگند كه ما از قضاى الهى بيم نداريم و از ديدار پروردگارمان ناخوشنود نيستيم ، ما بر نيت خود باقى هستيم ، با دوستانت دوستى مىكنيم و با دشمنانت دشمنى مىورزيم . آنگاه حسين ( ع ) بيرون آمد . در حالى كه فرزندان ، برادران و خانواده‌اش پيش او بودند . لختى به آنان نگريست و گريست و گفت : پروردگارا ما عترت پيامبرت ، محمد ( ص ) هستيم . ما را از حرم جدمان بيرون كرده و رانده‌اند . بنى اميه بر ما ستم روا داشته است ، تو خود حق ما را بگير و ما را برگروه كافران پيروز گردان . سپس ميان خويشاوندانش ندا داد و از آنجايى كه بود كوچيد تا آنكه در روز چهارشنبه يا پنج شنبه در كربلا فرود آمد . اين در روز دوم محرم سال 61 هجرى بود . « 2 » در اينجا به چند نكته بايد اشاره شود : 1 - از نظر تاريخى مشهور اين است كه امام ( ع ) در منزلگاه بيضه خطاب به ياران خويش و ياران حرّ خطبهء مشهورى خواند كه در آن آمده است : اى مردم رسول خدا ( ص ) فرمود :

--> ( 1 ) - نام او نافع بن هلال جملى است . ( 2 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 143 - 149 .